|
سر گیجه می گیرم از بهانه هایی که می تراشند. از بیماری ای که انگار فقط ماه رمضان به سراغشان می آید از این تقویمی که انگار 30 روز گرفتاری دارد آن هم فقط ماه رمضان. گیج می شوم از این دلیل خواهی هایی که فقط درباره روزه، ورد زبان برخی می شود. خسته می شوم از این حرف هایی که خود طرف هم به آن اعتقاد ندارد اما برای سبک کردن بار خود برزبان می آورد اما..... اما جان می گیرم وقتی کشاورزانی را می بینم که زیر تیغ آفتاب، زیبا ترین روزه و روزه داری را به رخ ملائک می کشند. کیف می کنم وقتی کارگرانی پای کوره، در کارخانه های شیشه سازی، در معدن و... لب به روزه دارند و بالاتر؛ روزه را زندگی می کنند. شکوه یقینی که در نگاه خسته اما پر امید در لبان خشکیده اما پر طراوتشان موج می زند، ایمان را برای من هم معنایی تازه می بخشد آن قدر که در این عظمت می توانم غبار کلمات شل دین های سر به هوا را که پی فلسفه روزه داری به روزه خواری می پردازند، از دل بشویم و از یاد ببرم توجیه سطحی اینکه چون امتحان دارم نمی توانم روزه بگیرم را. فراموش کنم رفتار تمسخر آلود کسی را که سیگار به لب می گذارد و با دودی که از دهان بیرون می دهد نقاشی هم می کشد. چشم می بندم بر این لکه های سیاهی که می خواهد بر پیراهن بلند و سفید جامعه بنشیند. به شکوه روزه داری زنان و مردان و پیران و جوانانی دل می دهم که فقط لب از خوردن نمی بندند بلکه با رعایت همه شئون روزه داری شیطان را خوار می کنند. به قامت رشید مرزبانانی می نگرم که با لبان روزه در باران گرما از مرز حفاظت می کنند. یاد رزمندگان دوران جنگ می افتم که هرجا می توانستند قصد کنند، در گرمای 50 درجه ای جنوب و در زیر آتش دشمن هم روزه می گرفتند. بله مردمان عارف در سخت ترین شرایط هم ادب بندگی را با روزه به جا می آورند هرچند قلیلی از افراد گاه قفل دهان شان در برابر لیوان آبی، لقمه ای و...خیلی ساده باز شود و تازه می گویند کی گفته روزه بگیریم؟ جواب یکی از آن ها را چنین دادم که ؛ همانی که وقتی از همه کس و همه جا نا امید می شوی، دستانت را به سوی او دراز می کنی. همانی که وقتی پزشکان جوابت می کنند، یاد او می افتی. همانی که هر وقت دست دراز کردی، جوابت داد و نگفت چرا باید جوابت را بدهم.... نمی خواهم برای ضرورت روزه داری آیه و حدیث بیاورم. نمی خواهم دلیل پزشکی بیاورم که هردو هم فراوان است فقط می خواهم توجه تان دهم به این سخن دکتر صادق زیباکلام که می گوید:
من آموخته بودم که دلایل عقلی و علمی محکمی برای روزهداری وجود دارد. اگر کسی در دهه۱۳۴۰ از من میپرسید که حکمت روزهداری چیست، من فهرستی از یافتههای پزشکی را میآوردم که نشان میداد روزه چه فوایدی برای جسم، جان و سلامت روزهدار در بر دارد؛ اما غزالی به من یاد داد که برای روزهداری فقط و فقط یک دلیل لازم است آنهم حکم حضرت باریتعالی است.... بله، حکم باری تعالی است و بندگی اقتضا می کند فرمان حضرت رب الارباب را به جان اطاعت کنیم...همین! خراسان / http://khorasannews.com/?nid=19559&pid=5&type=0
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم خرداد ۱۳۹۶ساعت 15:18  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|