كم نخوانده ايم در خبرها كه چت كردن ها، چه ها به روز برخي جوانان آورده است و واژه هاي دنياي مجازي به رفتار در دنياي حقيقي بدل شده است و گاه فردي را از آن سوي دنيا به اين سو كشانده و يا از اين سو به آن سو و پايان كار هم چيزي نبوده است جز پشيماني. جز آبروي بربادرفته و زندگي بر آب رفته و بيداري بر خواب رفته و آرامشي كه بي تاب رفته است...كم نخوانده ايم خبرهايي كه يك پيامك، به پيام ها منتهي شده است و آخر كار، اول بدبختي بوده است.از بلوتوث هاي شيطاني ، از پيامك هاي ابليسي و... كم خبر نخوانده ايم و از آخر و عاقبت  كار هم. اما انگار تا خودمان تجربه نكنيم دشواري ها را مزمزه نكنيم، تلخي ها را، و تا به عبرت ديگران بدل نشويم، عبرت نمي گيريم. اين كلمات زماني در ذهنم پررنگ شدند كه ديدم نوجوان ١٣ساله يك خانواده مذهبي هم نيمه شب به دنبال گوشي بود تا به سراغ پيامك و بلوتوث برود، حال آنكه او دانش آموز بود و بايد آن ساعت، يكي دوساعت هم از خوابش گذشته باشد؛ اما بيدار بود تا به پيامك هايش برسد كه طبق تبليغات از نيمه شب، ارزان تر است! پدرومادر آن نوجوان مانده بودند كه چه بايد بكنند با فرزندشان؟ راستي چه بايد بكنند وقتي تبليغات به آن ها بيدار باش مي دهد؟ چه بايد بكنند وقتي كه ابزار مدرن، باز عوارض ناهنجار خود را توليد مي كند. مگر نبايد نظارتي دقيق و عالمانه در كار باشد تا كار به مشكل نخورد ام الله بگذريم. همين يكي دوروز پيش بود كه مدير يك دبيرستان دخترانه گلايه داشت كه تبليغات برخي شركت ها، سلامت دانش آموزان را تهديد مي كند و وقت استراحت آن ها را به بطالت پر مي كند تا وقت درس، آن ها را با توان اندك و انرژي كاسته شده سركلاس بنشاند تا نه از درس چيزي بفهمند و نه از بيداري. او روايتگر چرت زدن برخي دانش آموزان سركلاس بود كه نشانه شب بيداري آن ها بود. اين مدير يكي از دبيرستان هاي دخترانه مي گفت وقتي وضعيت را به خانواده ها مي گويم مي بينم آن ها هم از دست بچه ها به امان آمده اند. از شب بيداري هايشان كه پر از خواب است. از خواب هاي بامدادي شان كه قدم به قدم به خماري نزديك تر مي شود. اين مدير كه با حساسيت اوضاع دانش آموزانش را رصد مي كند معتقد است هم بايد استفاده صحيح از ابزار نوپديد چون رايانه و تلفن همراه و ... در جامعه نهادينه شود و هم بايد تبليغات مديريت شده باشد نه اين كه بنگاه هاي اقتصادي با تبليغات فقط به دنبال كسب درآمد باشند. او هشدار مي داد اخلاق و فرهنگ نسل جوان در خطر است و اگر جدي گرفته نشود امكان تبديل فرصت به تهديد خواهد بود و امكان تبديل يك جوان كه مي تواند سرمايه فرداي كشور باشد به يك مجرم دور از ذهن نيست؛ چه ذهنيت سازي هاي مديريت نشده مي تواند به مشكل تبديل شود. درست هم مي گفت و من به گواه اخبار صفحه حوادث مي گويم كه يك لحظه غفلت كافي است تا سرمايه اي آتش گيرد و جواني محرم، به جواني مجرم تبديل شود اصلا وقتي ميان محرم و مجرم يك نقطه تفاوت است، بايد نظارت و فرهنگ سازي و مديريت ماهم دقيق و نقطه اي باشد و نقطه به نقطه، سنگربه سنگر، فرزندانمان را راهنمايي، هدايت و حمايت كنيم تا فردا، كشوري توسعه يافته، با توسعه اي هدفمند و هدايت شده باشد.آرزوي ما اين است كه خبرهاي خوش از دنياي فناوري و جهان مجازي بشنويم و بخوانيم كه ايرانيان در استفاده صحيح از فناوري و كاوش علمي در اينترنت مقام اول را داشته باشند .
(ص-۱۳)
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اردیبهشت ۱۳۸۷ساعت 14:47  توسط غلامرضا بنی اسدی  |