نگاه مرد راننده به جاي اين كه به جلو باشد به باند مخالف بود، آنجا كه دو خودرو با هم تصادف كرده بودند و جمعيت جمع بود، نمي دانم چه حادثه اي اتفاق افتاده بود اما هرچه بود باعث راه بندان در باند كنار شده بود و صداي بوق هاي ممتد رانندگان، خبر از كاهش صبوري شان و اعتراض به راه بندان مي داد. راننده خودروي ما اما نگاهش به آن صحنه بود كه متوجه ترمز كردن خودروي جلويي نشد و به آن كوبيد، خودروي پشت سري هم به خودروي ما زد و... چند خودرو به هم خوردند و اين باند هم بند آمد، حال آن كه اگر رانندگان متوجه كار خود بودند اين اتفاق نمي افتاد و شايد اگر رانندگان باند ديگر در صورت امكان، راه بندان ايجاد نمي كردند، تصادف هاي بعدي هم اتفاق نمي افتاد چه مشاهده كرده ايم بسياري وقت ها كه حادثه اي اتفاق افتاده است، تصادف هاي بعدي را هم به دليل جلب توجه رانندگان درپي داشته است؛ حال آن كه مي شد و مي شود لااقل جلوي حوادث بعدي را گرفت. يادم هست، چندي پيش حادثه اي اتفاق افتاده بود و مرد ناراحت بود، مي گفت هم تصادف كردم، هم جريمه شدم. خب تصادف حادثه است اتفاق مي افتد اما اين كه بعد از تصادف، آدم را جريمه هم بكنند از آن حرف هاست آن هم به خاطر «سدمعبر» و ايجاد راه بندان. گفتم خب راه بندان ايجاد نمي كردي. گفت: صحنه تصادف به هم مي خورد، گفتم مگر خداي نكرده كسي فوت كرده بود، كسي مجروح شده بود، گفت نه. خسارت هم چندان نبود اما به هر حال صحنه را كه نمي شود به هم زد قبل از آن كه افسر بيايد، اما از شانس ما ... گفتم اين بحث شانس نيست عزيز. افسر هم اعمال قانون كرده است. مگر نمي داني وقتي تصادف صرفا خسارتي است نبايد راه را به اسم حفظ صحنه بند آورد. گفت پس چكار كنيم. گفتم، در چنين مواقعي بايد خودرو را به منتهي اليه سمت راست هدايت كرد تا افسر بيايد و نظر بدهد والا اگر هر طرف تصادف خودرو خود را منتقل نكند، جريمه مي شود. گفت اين ديگه غوز بالا غوزه، هم تصادف كني و هم اين جوري جريمه شوي. گفتم اول اين كه بايد با رعايت قانون و مقررات، امكان تصادف را كاهش دهيم و دوم اين كه بعد از حادثه، با رعايت قانون امكان وقوع تصادف هاي ديگر را كاهش دهيم و نكته سوم هم اين كه هميشه و در همه جا هم بر خود بايد مسلط باشيم و هم قانون را رعايت كنيم و هم به حق ديگران احترام بگذاريم...مرد سري تكان داد با اين قول كه سعي مي كنم چنين باشم و اين را هم ياد آور شد اگر ما به هم اعتماد كنيم و گناه را گردن هم نيندازيم و نظر كارشناس را بپذيريم، آن وقت صحنه را هم مي شود برهم زد چون كسي دروغ نمي گويد و ناحق نمي كند و شركت هاي بيمه هم حق افراد را مي دهند و درست هم مي گفت مرد، اگر به هم اعتماد كنيم زندگي هم راحت تر مي شود.(ص-13)
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت ۱۳۸۷ساعت 13:0  توسط غلامرضا بنی اسدی  |