|
يكم: شان نگارش اين نوشتار، دو مسئله است. اول؛ سالگرد شهادت استاد مطهري كه از بزرگان انديشه و مردم داري و از معلمان انقلاب بود. و دوم : نامي است كه پس از شهادت استاد بر اين روز گذاشته شد؛ روز معلم . پس شايسته است در اين مختصر به هر دو اشارتي داشته باشيم. دوم: عالمان بزرگي آمده اند و جهان را به نور خويش روشن كرده اند و رفتنشان هم ثلمه اي برجهان انديشه وارد كرده است. اما كمتر بوده اند كساني كه مثل شهيد علامه مطهري نگاهي فراگير، اثرگذاري گسترده، شناخت زمانه و زمينه ها و گسترش جامعه مخاطبان و... همه را يك جا داشته باشند، چه بزرگان معمولا جامعه مخاطبان خود را از ميان فرهيختگان جامعه برمي گزينند و فرهيختگانند كه حلقه واسط آنان با بدنه جامعه مي باشند و شايد در طول تاريخ به ندرت مي توان يافت عالمي را در اندازه مطهري كه مستقيما كودكان و نوجوانان را هم به عنوان جامعه هدف براي پيام رساني در نظر گرفته باشد. اما مطهري بزرگ براي بزرگي بخشيدن به همه آحاد جامعه، مطابق با فضاي ذهني و توان معرفتي آنان ، پيام توليد كرده است به گونه اي كه هم آستانه فهم جامعه را بالا ببرد و هم آناني كه در سطح پايين ترند ، بي پيام نمانند. لذا شاهد توليد آثاري با زبان هاي مختلف اما با جوهره واحد از آن بزرگواريم، از داستان راستان گرفته تا اصول فلسفه و روش رئاليسم، از حجاب تا خدمات متقابل اسلام و ايران و... به هر حال گستره كار به گونه اي است كه هر كس در آثار مطهري كه به فرموده امام همه آن ها مفيد است، براي خويش كتابي بيابد . علامه مطهري ، عالمي باوقار بود و جامعه را هم باوقار مي خواست لذا از ظرفيت رسانه اي مكتوب زمان شاه نيز استفاده كرد تا از وقار و متانت زن ايراني دفاع و از اعتقاد او حراست كند كه كتاب حجاب استاد، شرح آن نوشته هاست و ... گفتن از بزرگي چون او ، هم قلمي بزرگ مي خواهد و هم مجالي فراخ اما اين قلم كمترين در اين مجال مختصر به همين بسنده مي كند و بقيه مي ماند ذهن پرسشگر مخاطبان فهيم و امكاناتي كه براي شناخت انديشه استاد وجود دارد. سوم: شايد كسي را نشود يافت كه در طول دوران تحصيلي خود انشايي درباره «علم بهتر است يا ثروت» ننوشته باشد و عجيب اين كه همگان بر رجحان علم بر ثروت تاكيد مي كنند، هرچند قديم ترها علم و ثروت را متنوع و جدا از هم مي انگاشتندو با وجود تاكيد برعلم بيشتر به دنبال ثروت مي رفتند و هر چند از منظر بعضي ها امروزه ميان علم و ثروت از آن جا كه برخي نگاه صنعت به علم دارند، رابطه خويشاوندي حاكم است، اگر قرار باشد دوباره و هزارباره در اين زمينه انشاء بنويسيم باز هم براي هزارمين بار بر ارجحيت علم بر ثروت تاكيد خواهم كرد و اگر روزگاري فرضا برايم دستيابي به يكي از اين دو، ميسر باشد، قطعا به سمت علم خواهم رفت كه اهلش در چشمم چنان بزرگند كه ثروت به غبار راهشان نمي ارزد. من بارها با افتخار دست اهل علم را و معلمان و استادان را بوسيده ام اما به ياد ندارم كه به احترام ثروت يك نفر از جا برخاسته باشم. پس باز مي گويم كه طرفدار علم هستم، هرچند به توليد ثروت منتهي نشود. هرچند ثروت را اگر به عدالت و رفاه و آسايش مردم منتهي شود قابل تقدير مي دانم، در افق نگاهم عالمان و علم جايگاهي بي همانند دارند. چهارم: معلم، اين نام، در خاطر همه با لحظه هاي شيرين همراه است و همگان با احترام به معلم، شيريني آن لحظه ها را مرور مي كنند... جامعه اي هم كه به معلمانش قدر بگذارد، تقديري پرشكوه خواهد داشت. جامعه اي كه معلمانش بر صدر بنشينند، صدر نشين جهان خواهد شد. پس نگاه به معلم بايد بهينه سازي شود و حتي كساني كه صرفا نگاه هزينه- فايده اقتصادي دارند هم بايد بيش از همه به معلم احترام بگذارند چرا كه معلمانند كه با تبديل افراد-از طريق دانش آموزي- به نيروي انساني و منبع انساني، امكاني زوال ناپذير را در اختيار جامعه مي گذارند كه همه امكانات را پيامد دارد، چه اگر استعداد انسان كشف نشود، نه معدني كشف مي شود، نه كارخانه اي ساخته مي شود و نه جهاني توسعه مي يابد پس پيشرفت و توسعه جهان رهين شكوفايي استعداد انسان است و انسان هم اين شكوفايي را از معلم دارد، معلماني كه با جان مي كوشندو كاري پيامبرانه مي كنند در تعليم، پرورش و شكوفايي انسان. پس شايسته است جامعه نيز قدر اين كاشفان بزرگ را بداند. حيف است وقتي فردي به خاطر كشف يك معدن، يك شيء، يك اختراع و ... مورد تقدير قرار مي گيرد كه بايد اين گونه باشد، كاشفان استعدادهاي انساني، دغدغه اي جز اين داشته باشند. بايد كاري بكنيم كه معلم جز دغدغه تعليم بهتر و پرورش گسترده تر دغدغه اي نداشته باشد و اين نيازمند عزمي برنامه مند و مستمر براي رفع دغدغه هاي معيشتي معلمان است.(ص-۲--۱۲/۲/۸۷)
+ نوشته شده در جمعه سیزدهم اردیبهشت ۱۳۸۷ساعت 13:24  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|