|
شرط اصلي يك نامزد براي نمايندگي «اهليت» است، البته هركس خود را «اهل» مي داند و هوادارانشان نيز بر اين نكته تاكيد دارند. اما به باور من اهليت افراد را بايد به نسبت شاني كه مي خواهند داشته باشند سنجيد، چه ممكن است فردي، پزشك حاذقي باشد، اما چون شهره شهر است در علم طب، نبايد از او انتظار كار مهندسي هم داشت و كار را هم به او سپرد. چه او براي طبابت اهل است اما اين اهليت را در كار مهندسي ندارد. يا ديگري مهندس قابلي است سدهاي عظيم مي سازد و عمران و آبادي را پديد مي آورد و اهليت او هم اين است كه آن جا باشد نه اين كه به مثل، او را جاي خلبان بنشانيم و ديگري خلبان ماهري است و صاحب تجربه و اهل پرواز و داراي اين اهليت كه مي شود سرنوشت صدها تن را در پرواز به او سپرد اما نمي شود او را پشت ميز يك تحريريه نشاند و از او نوشتن و تحليل امور طلب كرد، چه او با وجود اهليت وثيق در خلباني، در جايگاه خبرنگاري، اهليت چنداني ندارد. در بحث انتخابات هم وقتي انسان با فهرست بلند و بالايي از نام ها و ... مواجه مي شود، در مي يابد كه بزرگواران كم نيستند و در جايگاه خود نيز داراي اهليت وثيق و عميق، اما براي واگذاري نمايندگي به آنان، اين خود ما، آحاد جامعه ايم كه بايد عيار اهليت نامزدها را براي منصب نمايندگي بسنجيم و ترازوي افكار را به كار گيريم كه آيا فلان فرد، توان به انجام رساندن وظايف نمايندگي را دارد يا نه و يا اين توان به چه ميزان است، آيا او مي تواند، با وضع قوانين و با نظارت فراگير خود در توسعه كشور اعمال نقش كند؟ آيا مي تواند براي حراست از بيت المال از همه توان خود بهره گيرد و آيا همه توان او به اندازه اي مي باشد كه بتواند در برابر فزونخواهي، سدي بلند بكشد. آيا جامعه هدف را مي شناسد تا قوانيني را كه تصويب مي كند، نقش گره گشايي براي آحاد جامعه داشته باشد؟ آيا ظرفيت هاي كشور را مي شناسد تا براي به فعليت رساندن آن ها قانون بنويسد؟ آيا توان گسترده انساني كشور را بررسي كرده است كه بتواند براي توسعه معنوي و علمي آن گام بردارد؟آيا از ظرفيت مدرس شدن برخوردار است تا در برابر فزونخواهي قدرت هاي خارجي دچار تب و لرز نشود و افزون طلبي داخلي ها او را از خود بي خود نكند؛ و خيلي آياهاي ديگر... به باور من بايد اول مجلس معيار و نماينده معيار را براي خود باز تعريف كنيم، سپس اهليت نامزدها را با معيارها بسنجيم و آ ن گاه «اهل ترين» ها را برگزينيم ... اگر بتوانيم مجلس معيار را تشكيل دهيم آن وقت ثمره آن را در زندگي خود هم خواهيم ديد. در كشور خود هم خواهيم ديد و در خانه خود نيز هم. چه اگر نمايندگاني در قامت «نمايندگي ملت ايران» به مجلس بفرستيم آن وقت با قانون گذاري و برنامه ريزي كاري خواهند كرد كه كشور آباد شود و در كشور آباد، شهرمن و خانه من هم آباد خواهد شد اما اگر ما نماينده اي منطقه انديش داشته باشيم، منطقه ما هم چندان آباد نخواهد شد كه آبادي يك كاخ در جمع صدها كوخ، هيچ حلاوتي نخواهد داشت. (ص-۴-۲۳/۱۲/۸۶)
+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم اسفند ۱۳۸۶ساعت 13:39  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|