|
روزهاي تبليغات انتخاباتي مجلس چهارم، من در روستاهاي محروم شهرستان نهبندان خراسان جنوبي بودم. سعي ام اين بود كه هم حضور و هم سليقه انتخاباتي آن ها را رصد كنم و هم اولويت هاي رفتاري نامزدها كه باعث جلب آن ها مي شود را باز بخوانم. يادم هست از يك مرد روستايي پرسيدم راي خواهي داد؟ آن جا غيرت او را بر جمهوري اسلامي ديدم كه راي مي دهم و همه مردم روستا راي مي دهند، او مي گفت، كمبود هست، مشكلات هم هست اما، ما و ايمان مان به ايران و جمهوري اسلامي، بزرگ تر از اين مشكلات است... او با وجود زندگي در روستا و بهره اندكي كه از سواد داشت اما روشن بيني او بسيار فراتر بود از برخي افراد كه ميزان سواد آن ها ، فراواني سياه خواني خطوطي است كه عمري خوانده اندو پشت سر گذاشتند اما دانش، نور است در گذر از سياهي خط ها و... وقتي از مرد پرسيدم به چه كسي راي مي دهي نام نماينده سابق را برد، «چرا » را كه پرسيدم، گفت چون به ما وعده دروغ نمي دهد و ادامه داد كه نامزدها مي آيند و وعده راه و مدرسه و حمام و مسجد و چه ها كه نمي دهند، انگار مي خواهند بهشت را بياورند و روي زمين منطقه پهن كنند، باغ سبزي نشان مي دهند كه نگو، اما آقاي... هيچ از اين حرف ها را نمي زند، هر وقت هم كه آمد گفت من نه مدرسه مي سازم، نه راه مي كشم و نه حمام بنا مي كنم. من اگر نماينده شدم، قانون وضع و از حق شما دفاع مي كنم. از حق شما و حق همه ايران و حتي مي گفت، شايد يك امكان حق شهر ديگري باشد و من بتوانم آن را به منطقه شما بياورم اما اين كار را نمي كنم... او هيچ وقت به ما دروغ نمي گفت. حالا هم اگر باشد به او راي مي دهيم. ديگر مردم آن منطقه هم حرف هايي از اين جنس داشتند و اين مرا به تعجب واداشت كه اينان اگرچه از امكانات محروم اند اما از ايمان و فهم برخوردارند... حالا هم كه در آستانه انتخابات هشتم قرار گرفته ايم و باز بعضي از نامزدها وعده مي دهند، باز بعضي ها مي خواهند بهشت را روي حوزه انتخابيه خود سنجاق كنند. باز هم به وفور وعده توليد مي كنند، وعده هايي كه از عهده يك دولت هم گاه برنمي آيد ام الله سنگ هاي بزرگ را كه قرار نيست بزنند تا نگران توان شان در برداشتن سنگ ها باشيم! ولي... ولي هم قانون و هم «ولي امر» جامعه، نامزدها را از وعده خواني فراوان و توليد فراوان تر مطالبه كه گاه خارج از توان است،پرهيز داده اند و شايسته است نامزدها، همه نامزدها ، تقواي اعتقاد به امر ولي و قانون، در آن ها، تقواي پرهيز از وعده خواني به وجود آورد و... هرچند، مردم آن قدر هوشيار هستند و عيارسنج كه ميزان صداقت گفتار نامزدها را به راحتي تشخيص مي دهند بي آن كه نيازي به ترازو باشد و اين را مي شود از لبخندشان فهميد وقتي كه وعده ها را مي بينند پس بايدشان گفت: آناني كه گز نكرده مي برند و به سنگ هاي بزرگ پناه مي برند عرض خود نبرند كه اين كسي را هم به زحمت نمي اندازد جز خودشان را. پس بازهم بايدشان گفت. عمر وعده ها گاه به كوتاهي يك خيال نيت گاه مي شود به بزرگي مطالبات ايجاد شده هم باشد.(ص-۴)
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم اسفند ۱۳۸۶ساعت 12:12  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|