شاتر بزن کاظم، شاتر دوربين تو از کشيدن ماشه توپخانه آنان موثرتر است. شاتر بزن کاظم، که شعله توپخانه آنان خاموش مي شود اما آتشي که عکس هاي تو به وجدان هاي بيدار مي زند هرگز خاموش شدني نيست. شاتربزن کاظم، جنگ ها تمام مي شود اما تاريخ تمام نمي شود، توپ ها از نفس مي افتند و تفنگ ها نيز هم اما تاريخ ورق مي خورد، تقويم به تقويم و همه تقويم ها عکس هاي تو را پيشاني نشين خويش مي خواهند. شاتر بزن کاظم، که فرداي تاريخ، چشم به امروز تو دارد که با هر تصوير يک کتاب به مردمان نسل هاي بعد تقديم کني. شاتربزن به تعداد نفس هايت که هر نفس تو را شکرانه اي بايد از جنس عکس، عکس هايي که زبان همواره گوياي حقانيت ماست شاتربزن سردار، شاتربزن کاظم، تو بي آن که گلوله اي شليک کني به «سرداري» رسيدي، که اگر سربازان همه سرداران به شهادت برسند، سربازان تو، عکس هاي تو، شهادت آنان را شهادت خواهد داد و در پهنه تاريخ اذان گوي شهادت خواهد بود. شاتربزن سردار، که فردا چشم به حقيقت باز خواهد کرد در تماشاي واقعيت هايي که تو گواهي دادي. شاتربزن همه خطوط جبهه را و از سردار تا سرباز را جاودانه کن...نفس بده به نفس چمران و متوسليان و از ايران تا لبنان را شاتربزن که اين خود ذکر خداست. مطمئنم خدا اين ذکر را بسيار دوست دارد. پس باز هم شاتر بزن، کاظم اخوان، همشهري امام رضا(ع)، که جبهه هم حرم امام رضاست و تو مجاور عشق...

خراسان رضوي - مورخ سه‌شنبه 1392/07/02 شماره انتشار 18510 /صفحه اول و ۵/فرهنگی

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مهر ۱۳۹۲ساعت 11:27  توسط غلامرضا بنی اسدی  |