... و باز ورق مي خورد کتاب حماسه. شعر مي شوند واژه ها براي روايت عشق و گويي حنجره هاي خنجر خورده مي خوانند؛

«خبر آمد دل پرپر زده اي برگشته

مرد از خويش برون آمده اي برگشته

آمده تازه کند ياد پرستوها را ب

تکاند ز تن شهر هياهوها را...»

آري خبر آمد. ۶ پهلوان، ۶ شهريار، ۶ پادشاه عشق و... ۶ قهرمان به نام شهيد برگشته اند و ديشب در فرودگاه بين المللي شهيد هاشمي نژاد مشهد، اولين خطبه عشق را، بدون کلمه، بدون سخن، به جان خوانده اند، خبر آمد، تابوت ها، نه، هودج هاي نور از غبار شکوه داشتند و از چشم بستن ها گلايه و گوشي اگر بود براي شنيدن مي شنيد که هر تابوت به سان مأذنه اي اذان مي خواند بيداري ما را. محمدجواد رنجبر خبرنگار خراسان که به عشق زيارت شهدا به فرودگاه رفته بود، از شکوه اين آمدن و زلالي ديدارها و استقبال مردم و مسئولان مي گفت. از چشم هايي که کار آسمان مي کردند به گاه باران. مي گفت: در مواجهه با پيکر شهدا، آن که نه گمنام، که بي نام بود، ما بوديم و الا هيچ نامي به شکوه و جاودانگي و بلند آوازگي شهيد نيست. شهيدي که هم در رفتنش آيات هجرت معنا مي شد و هم در آمدنش درس هاي رجعت را مي شود آموخت...

«آن به توفان زده که باخته ساحل ها را

بازگشته که نهيبي بزند دل ها را...»

و دل ها نهيب خورده اند و... و کاش اين نهيب را اذاني بدانيم براي نماز و مهيا شويم براي نماز عشق کاش... رنجبر در ادامه اين گزارش به همکلامي يک آشنا رفته است؛ منم و فرودگاه و پيکرهاي شهدا و حتم دارم اين فرود پيکرها، براي برانگيختن ماست و مطمئنم اين فرود، آغازي است براي صعود. شرحي است بر «سفر چهارم» که در اسفار اربعه خوانده ايم و شهيدان آمده اند از سوي حضرت عشق تا ما را عاشق کنند و بازگردانند تا آستان حضرت عشق. نهيبشان، اذانشان همه ما را به برخاستن مي خواند، به خواستن و برخاستن، که اگر خواستن نباشد، برخاستن هم چاره کار نمي کند که اين برخاستن را بايد با آن خواستن گره زد، چنان که شهدا چنين کردند و تا آستان حضرت دوست پرکشيدند. خبرنگار خراسان که به شوق به زيارت شهدا رفته بود، با چشماني گر گرفته باز آمده بود و مي گفت: در فرودگاه باران بود که از چشم ها مي باريد، روضه اش را تابوت شهيدان مي خواندند که هر کدامشان با نام مولاحسين(ع) رفته بودند و امروز باز آمدنشان دوباره ما را به ياد امام حسين(ع) مي اندازد. نماينده کميته جست وجوي مفقودين ستاد کل نيروهاي مسلح در استان خراسان رضوي در حاشيه استقبال از پيکرهاي شهداي گمنام به خراسان گفت: طبق اعلام قبلي در آستانه هفته دفاع مقدس و طي اين هفته پيکرهاي مطهر ۸ شهيد گمنام در ۳ شهرستان استان تشييع و تدفين مي شود که پيکرهاي مطهر ۲ شهيد گمنام پنج شنبه گذشته با استقبال پرشکوه مردم در زاوه تشييع و تدفين شد.محمد احراري افزود: ۴ تن از اين شهدا در عمليات والفجر ۸ و يک شهيد در تک عراق در سال ۶۷ و يک شهيد ديگر در عمليات بدر در جزيره مجنون به فيض شهادت رسيده اند و پيکرهاي مطهر آنان که بين ۱۵ تا ۲۰ سال سن دارند اخيراً در تفحص برون مرزي در منطقه فاو عراق کشف شده اند.وي ادامه داد: پيکرهاي مطهر سه شهيد گمنام چهارشنبه سوم مهر با حضور مردم شهر باخرز تشييع و در بوستان اين شهر به خاک سپرده مي شود که مراسم وداع با اين شهدا نيز روز سه شنبه پس از اقامه نماز مغرب و عشا در باخرز برگزار مي شود.نماينده کميته جست وجوي مفقودين ستاد کل نيروهاي مسلح در خراسان رضوي گفت: پيکر مطهر سه شهيد گمنام ديگر نيز شنبه هفته آينده ششم مهرماه بر دوش مردم شهر طرقبه تشييع مي شود. وي افزود: مراسم وداع با اين سه شهيد گمنام نيز جمعه شب هفته جاري پس از اقامه نماز مغرب و عشا در امام زاده ياسر و ناصر برگزار مي شود. .......

منم و فرودگاه و پیکرهای شهدا و حتم دارم این فرود پیکرها، برای برانگیختن ماست و مطمئنم این فرود، آغازی است برای صعود، شرحی است بر «سفر چهارم» که در اسفار اربعه خوانده ایم و شهیدان آمده اند از سوی حضرت عشق تا ما را عاشق کنند و بازگردانند تا آستان حضرت عشق، نهیبشان، اذانشان همه ما را به برخاستن می خواند، به خواستن و برخاستن، که اگر خواستن نباشد، برخاستن هم چاره کار نمی کند که این برخاستن را باید با آن خواستن گره زد، چنان که شهدا چنین کردند و پرکشیدند و تا آستان حضرت دوست پرکشیدند. خبرنگار خراسان که به شوق به زیارت شهدا رفته بود، با چشمانی گر گرفته باز آمده بود و می گفت: در فرودگاه باران بود که از چشم ها می بارید روضه اش را تابوت شهیدان می خواندند که هر کدامشان با نام مولاحسین(ع) رفته بودند و امروز باز آمدنشان دوباره ما را به یاد امام حسین(ع) می اندازد....

خراسان - مورخ یکشنبه 1392/06/31 شماره انتشار 18508 /صفحه اول و۲/اخبار

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم شهریور ۱۳۹۲ساعت 11:39  توسط غلامرضا بنی اسدی  |