چندسال پيش نوشتم و به تاكيد گفتم، ضدانقلاب خارج نشين، ضدانقلاب مرده است، براي آن دو صد دليل داشتم و امروز دوهزار دليل، يكي اش همين ماجرايي است كه اين روزها به راه افتاد. در شرح قصه كارهاي كودكانه اي كه هيچ ارزش امنيتي، رواني، اجتماعي، اطلاع رساني و حتي تبليغاتي ندارد.
كارهايي كه حداكثر به خار و خاشاك مي ماند براي كسي كه مي خواهد از غرق شدن خود را نجات دهد، آن هم غافل از اين كه امواج قدرتمند استخوان هايش را هم در هم مي شكند چه برسد به سرپنجه اي كه به خار و خاشاكي چنگ زند، آنجا كه از سنگ ها كاري نيايد، چنگ انداختن به خاشاك هم چاره كار غريق نيست، پس دل خوش بايد داشت كه تشكيلات جهنمي منافقان به يك قدمي دوزخ رسيده است و اينان را اميد رستگاري نيست.تازه اينان را اگر عقلي در سر بود و درايتي در انديشه به كارهاي دشمن كيشانه و ناجوانمردانه و مردم ستيزانه خود فكر مي كردند و سربه زير مي افكندند و هرگز سربر نمي آوردند چه گيريم به جاي يك بالن هزار در هزار بالن هوا كنند، در و ديوار شهر را پر از تصاوير خويش كنند، اصلا خودشان بيايند...اولين كسي كه آن ها را بشناسد آب دهان به آن ها خواهد انداخت؟ و اولين كسي كه از آن ها بپرسد كيستيد و بداند اينان همان هايي هستند كه دست در خون بي گناهان مي شستند و لقمه از سفره مردم مي ربودند و با فروش اطلاعات به دشمن بعثي، مرگ را براي هموطنان خود مي آوردند و سرآخر در كنار مزدوران ارتش عراق به جنگ مستقيم با ملت پرداختند آنها مرده اند براي هميشه و من مطمئنم، ضد انقلاب خارج نشين ، چه درقامت درهم شكسته منافقان ، چه در شكل شبكه هاي تلويزيوني و چه در هر شكل ديگر ،ضد انقلاب مرده است كه هرگز او را زندگي نشايد و من را از همه آن ها حتي اگر برفرض محال با هم يك دست شوند، ذره اي هراس در دل نمي آيد هرچند از كيد و خدعه آنان نيز نبايد غافل شد.
نبايد ابزارشان شد، نبايد بستر ساز عطسه هاي آلوده آن ها شد، من از آن ها نمي ترسم اما مي ترسم از «ضدانقلاب زنده» ضد انقلابي كه گاه در جمع ما نفوذ مي كند، ضد انقلابي به نام «تفرقه»، به نام «خودمحوري»، به نام «كم كاري» به گاه كار، به نام يقه گرفتن از هم، به نام پشت انقلاب سنگر گرفتن عوض سنگر انقلاب شدن، به نام «راحت طلبي» ،به نام «فزونخواهي» در حوزه اقتصاد و قدرت و سياست، به نام جابه جايي ارزش ها و تحريف  اهداف انقلاب، به نام «تفسير به منفعت» كردن اصول انقلاب و در يك كلام رفتار به هر شكل و گفتار به هر شيوه اي كه با ارزش هاي اصلي انقلاب ناساز باشد و ...
بگذريم ... به هشدار مي گويم اين ضدانقلاب را، اين خوي ها و خصلت هاي ضدانقلابي را، جدي بگيريد. از «گرگ هاي مرده» كاري برنمي آيد به فكر موريانه هاي زنده اي باشيد كه مي خواهند در ديوار خانه انقلاب لانه كنند.ضدانقلاب خارج نشين مرده، بوي تعفنش هم همه دنيا را برداشته است، به فكر ضدانقلاب نامرئي در داخل باشيم و اين وظيفه همه دستگاه ها و نهادها و فرزندان انقلاب را سنگين مي كند....(ص-۴)
+ نوشته شده در  شنبه چهارم اسفند ۱۳۸۶ساعت 12:26  توسط غلامرضا بنی اسدی  |