شهيد کاوه اگرچه يک نام بود اما جوري زندگي کرد که به يک نماد تبديل شد، نماد زندگي مومنانه که اگر چه طول چنداني نداشت اما از چنان عرضي برخوردار بود که عرض و آبروي انقلاب شد. امروز که دارم احاديثي از امام صادق عليه السلام را باز مي خوانم به تامل درمي يابم اگر بخواهم اين احاديث را مجسم کنم، يکي از آن ها کاوه خواهد بود من از لسان نوراني صادق آل محمد مي خوانم «اولين محاسبه انسان در پيشگاه خداوند درباره نماز است، پس اگر نمازش قبول شود، بقيه عبادات و اعمالش هم قبول مي شود...» و يادم مي آيد از خاطراتي که رزمندگان از نماز محمود کاوه مي گفتند.از خضوعي که در نماز داشت و از خشوعي که در واژه به واژه نمازش موج مي زد، يادم مي آيد، از جواني که وقتي همسنگرانش مي خوابيدند، برمي خاست و به جايي مي رفت که مثل قبر کنده بود و در آن با خدايش عشق مي کرد، يادم مي آيد از روايت يک دوست از چشمان باراني کاوه در نماز شب و ... باز اين حديث را از امام صادق (ع) مي خوانم که؛ ۳ چيز از علامات مومن است؛ «شناخت خدا و شناخت دوستان و دشمنان» و يادم مي آيد، که کاوه از خودشناسي به خداشناسي رسيده بود و به چنان مرتبت رفيعي دست يافته بود که رهبر انقلاب در تکريمش فرمودند محمود قبل از انقلاب شاگرد ما بود و پس از انقلاب استاد ما شد... رزم کاوه خود نشانگر شناخت سه جانبه او بود از خدا، از دوست، از دشمن و رفتارش به رزم، مصداق کامل «اشداء علي الکفار» بود و چنان سخت مي گرفت بر آنان، که نامش به کابوس شان تبديل شده بود و رسمش و رزمش زلزله در ارکان لشکر دشمن ايجاد مي کرد. کاوه در شناخت دوست هم چنان بصير بود که جوهره افراد را کشف مي کرد، پرورش مي داد و به عرصه جهاد مي کشاند که شهيد حسيني محراب، آن قهرمان بلند آوازه يکي از جلوه هاي گوهرشناسي و بصيرت کاوه در انتخاب دوست بود... براي اين حديث امام صادق (ع) که؛ «با کسي دوستي و رفت و آمد کن که موجب عزت و سربلندي تو باشد...» نيز باز محمود کاوه در برابر چشمانم قامت رشيد مي کند که او را دوستاني از قبيله قيام و جهاد همنشين بودند و راستي مگر رزقي بالاتر از هم نفسي با شهيدان بروجردي، ناصر کاظمي، بهروز قمي، حسيني محراب، سپهبد صياد شيرازي، سرلشکر آبشناسان و ... مي توان تصور کرد؟ آري، کاوه سيره و روشش، انتخاب بهترين دوستان بود و هم نفسي با کساني که فرشتگان خدا به تماشايشان افتخار مي کردند و ... امام صادق (ع) از نزديک ترين حالت بنده به خدا مي گويند؛ سجده! و کاوه، اين بزرگ مرد قيام و جهاد، اصل سجود بود و در سجده چنان رشيد مي شد که اصل راز را به تامل وامي داشت، مي شد او را در سجده بر خاک در حوالي آسمان ديد و ... همه اين ويژگي ها، سرانجام اورا به بزرگ ترين روزي، عظيم ترين آرزو در انتخابي دو سويه رساند؛ شهادت، و کاوه در يازدهم شهريور ۱۳۶۵ در کربلاي ۲ به جاودانگي رسيد و درسي شد در کلاس سبک زندگي که در بازخواني او، به احاديث و آموزه هاي ديني مي رسيم و چون اين را باز مي خوانيم،کاوه در برابر فهم ما مجسم مي شود...

خراسان رضوي - مورخ یکشنبه 1392/06/10 شماره انتشار 18491 /صفحه اول و ۷/فرهنگی

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم شهریور ۱۳۹۲ساعت 11:24  توسط غلامرضا بنی اسدی  |