|
زنگ زد آقاسيد و گفت يک چک ۳۰۰ هزار توماني به من مي دهي؟ چند ثانيه اي تعلل کردم، بعد گفتم باشد، بيا و بگير. فکر مي کردم، پول مي خواهد آن چند لحظه تعلل را هم صرف حساب و کتاب قسط هايم کردم که اگر اين پول را به او بدهم، قسط هاي خودم عقب نخواهد افتاد؟ وقتي ديدم، مي شود با کاستن از برخي خرج ها و يکي دو روز جابه جاکردن قسط ها، کارش را راه انداخت، گفتم بيايد و آمد او، آن هم شب شهادت مولاي نيازمندان و سرور و سالار جوانمردان مولا علي(ع) سيه پوش جدش هم بود... آمد و گفت چک را براي يک ماه ديگر بنويس! گفتم چرا؟ پاسخ داد: يک بنده خدايي حاضر شده به من قرض بدهد، اما يک چک اعتباري مي خواهد، شما لطف کن چک بده، سررسيد که شد جايش را پر مي کنم... چک را نوشتم و دادم و رفت و من ماندم و اين روزگار. اين روزگاري که يک نفر ميلياردها ميليارد بالا مي کشد و يک دريا آب هم روش و يک نفر هم بايد براي ۳۰۰ هزار تومان حداقل به ۲ نفر رو بيندازد. يک نفر براي پول و يک نفر براي چک و چقدر هم سخت است براي يک مرد رو زدن به ديگران... نمي دانم چرا اين ۳۰۰ هزار تومان مرا ياد ماجراي ۳ هزار ميليارد تومان انداخت.راستي شما مي دانيد با ۳ هزار ميليارد تومان مي شود چند وام ۳۰۰ هزار توماني داد؟ بگذريم ما را چه به اين حرف ها؟ حد ما همان ۳۰۰ هزار تومان است نه بيشتر آقاسيد اما به همين چک و به همان ۳۰۰ هزار تومان چنان خوشحال بود که گويي دنيا را به او داده اند، او رفت و من مناعت طبع و قناعت او را مي ستودم که با همه دشواري زندگي خود و زن و دو فرزندش را تدبير مي کند و دختر بزرگش را با شويش و فرزندشان هم به طبقه بالاي خانه ۴۰ متري اش در طبرسي شمالي آورده است تا اجاره خانه به آن ها فشار نياورد! و ... اين ها که يادم مي آيد، نمي دانم خانه هاي هزار متري و چند هزار متري و آپارتمان هاي چندين و چند ميلياردي و برج هاي آن چناني، مال چه کساني است و ... بگذاريم و بگذريم. حد ما همان ۳۰۰ هزار تومان است و خانه هاي پايين شهري، بالانشين ها، بالايند و ... باز هم بگذريم! خراسان رضوي - مورخ چهارشنبه 1392/05/09 شماره انتشار 18466 /صفحه اول و۶/جامعه
+ نوشته شده در چهارشنبه نهم مرداد ۱۳۹۲ساعت 11:12  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|