|
کاش دغدغه هاي جعفريان در مسئولان روزافزون بود! اين را به حسرت زماني بر زبان راندم که درد نوشته «ياران چه غريبانه ... همچنان مي روند» را به قلم نجيب محمدحسين جعفريان خواندم. او خوب فرياد کرده بود دردهاي تلخي را که قهرمانان مظلوم اين ملک را، يکان به يکان، مثل يک پرچم از اهتزاز به زير مي کشد. اما گويا برخي ها نمي بينند - نمي خواهم بگويم نمي خواهند ببينند - آري، جانبازان، اين دلاوراني که به تعبير دقيق رهبر انقلاب هر روز يک بار شهيد مي شوند، هر روز مظلومانه تر از پيش به گوشه عزلت و ديار غربت مي کوچند. حال آن که اينان بايد قدر بينند و بر صدر نشينند نه اين که در مناسبت ها، حضرات به نامشان هزار در هزار شعاردهند، سکه آبرو بزنند و در جيب بگذارند براي خرج فرداي خود. باور کنيد روزگار برخي جانبازان سخت است، سياهه چند نمونه اش را ديروز جعفريان موضوع ستون «بدون موضوع» کرد و پيشتر ما نيز در همين روزنامه خراسان کم ننوشته ايم از آن و کم نخوانده ايد شما اما... ببخشيد، نمي خواهم اين اول سالي، کامتان را تلخ کنم، فقط دعا مي کنم، شما هم آمين بگوييد که دغدغه جعفريان و جعفريان ها درباره جانبازان به دغدغه مسئولان امر هم تبديل شود آن وقت ديگر شاهد خودکشي يا مرگ غريبانه جانبازي نخواهيم بود و خدا کند چنين شود آن وقت جعفريان و همه دردمندان، قلم به واقع در شرح خدمات مسئولان خواهند گرداند، که گره مي گشايند و با حسن انجام وظيفه روزها را بهتر از ديروز رقم مي زنند و ... باز به دعا مي گويم خدا کند چنين شود اين هم حرف بچه هاي جنگ است، نه ضدانقلاب، باور کنيد ما ضدانقلاب نيستيم که از قضا به شدت انقلابي ايم و جانمان را براي دفاع از انقلاب به آزمون مرگ کشيده ايم و امروز هم اگر زبان به فرياد برمي داريم از سر درد انقلابي گري است نه چيز ديگر، اين را مطمئن باشيد که در روز مبادا، باز ايران انقلابي هست و ما هستيم و شايد خيلي از مدعيان نباشند. اگر چه دعا مي کنيم باشند. بگذريم، درد نوشته ديروز جعفريان، يک نکته هم داشت که من با آن موافق نيستم و آن هم تعريض به راهيان نور، و بديل رسيدگي به جانبازان شمردن آن است. من با اين «به جاي» مخالفم، چون اصلا نياز نيست، چيزي به جاي چيز ديگر انجام شود، هر چيز بايد «سر جاي خود» انجام شود، راهيان نور به جاي خود و با برنامه خود راهي سرزمين شهادت شوند و مسئولان و البته مردم و همان هايي که به راهيان نور مي روند طبق وظيفه مشخص خود تمام قد براي خدمت به جانبازان هم برخيزند، داد و دهش مسئولان آن قدر هست که از اقصاي عالم دست طلب به اين سو دراز مي شود و خالي هم باز نمي گردد. نياز نيست ما براي انجام يک واجب، از واجب ديگر بگذريم. آن قدر توان هست که نياز «به جاي» نباشد آن هم در زمانه اي که راهيان نور دارد به يک مدرسه تبديل مي شود و آثار نوراني اش را مي شود در رفتار زائرانش يافت. راهيان نور بايد با قدرت و قوت ادامه داشته باشد، آسيب شناسي هم بشود اما ادامه داشته باشد، اما رسيدگي به مسائل و مشکلات جانبازان هم واجب روشني است که اگر کسي آن را نبيند بايد در بينايي اش شک کرد و اگر مي داند مي تواند اما کاري نمي کند، اسمش يک چيز ديگر است. باز هم بگذريم، سال نو شده است خدا کند هم مسئولان تدبير نو کنند براي رفع مشکل جانبازان و هم ما توجه خود را به اين فخر آفرينان به اندازه وظيفه بيشتر کنيم.... خراسان - مورخ دوشنبه 1392/01/19 شماره انتشار 18373 /صفحه۱۶/بدون موضوع
+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم فروردین ۱۳۹۲ساعت 10:32  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|