|
روضه فراوان مي خوانيم، اشک هم مي ريزيم، اما چقدر درس مي گيريم از روضه اي که مي شنويم و چقدر اين درس را به رفتار درمي آوريم؟ تا به حال اين را از خود پرسيده ايم؟ آيا براي رسيدن به پاسخ در زندگي و گفتار و رفتار خود تامل کرده ايم؟ به چه نتيجه اي رسيده ايم پس از تامل؟ چقدر به فاصله رفتار خود، با سيره پيشواياني که شهادتشان را به گريه برگزار مي کنيم فکر کرده ايم؟ اين پرسش ها را جلوي خود و شما مي گذارم، تا خودمان را توجه دهم به اين نکته که روضه، نه براي شنيدن يک ماجراي هزاره هاي پيش و نه براي اشک ريختن و همه چيز را تمام شده پنداشتن است، بلکه براي اين است که ما را با صاحب روضه آشنا کند و با مشي و مرام او آشتي دهد، روضه براي اين است که زندگي ما را از جهنم دور و به روضه رضوان نزديک کند چون کسي که علاوه بر احساس، زندگي خود را هم با «ترازهاي زندگي مومنانه» بسنجد و بکوشد براي همترازي زندگي همين دنيايش هم بهشت خواهد شد. اصلا بهشت «عقبي» ادامه بهشت «دنياست» نمي شود در اين دنيا خلق و خوي و رفتار جهنمي داشت اما در آن دنيا پاي به بهشت گذاشت. راه بهشت از روز ولادت آغاز مي شود نه از روز مرگ. کساني مي توانند به بهشت برسند که راه را رفته باشند والا «نرفته» هيچ گاه به مقصد نمي رسد، چنان که تا کسي به کار و تلاش دست رنجه نکند، به گنجي دست نمي يابد، پس براي رسيدن به بهشت عقبي، بايد در همين دنيا براساس آموزه هاي معلمان خدايي گام برداشت همان معلماني که برايشان روضه مي گيريم و «رضوان» را طلب مي کنيم. همان هايي که زندگي شان از خدا چنان سرشار بود که در روز عاشورا هم- در باران تير و تيغ- از خدا جز زيبايي نديدند در برابر دشمناني که پيروزي ظاهري شان هم براساس «سنت استدراج» بود و از جهنم لبريز، چه جهنم عقبي نيز ادامه جهنم دنياست که يزيدهاي هزار رنگ و هزار نام در همه زمان ها آن را شکل مي دهند و هر که در اين دنيا خصلت هاي يزيدها را داشته باشد، در عقبي نيز «همنشين» آنان خواهد شد. پس هشدار که از قهر و کينه و حسد و همه خصلت هاي يزيدي، بايد جان شست و خانه دل را براي مهر و محبت و خصال والاي حسيني(ع) پاک و طاهر کرد تا آفتاب بهشت بر جان و جهانمان بتابد و راه تا بهشت جاودان هموار شود. والا روضه، اگر به رفتار در نيايد، اگر خواندن از وفاي عباس(ع) و مهر زينب (س)، نسبت به اباعبدا... (ع) برادرها را نسبت به هم وفادار و خواهر و برادر را نسبت به هم مهربان نکند، اگر بشنويم از جانبازي هاي ياران حسين(ع) و خود را براي فداکاري مهيا نکنيم، اگر بشنويم، که امام (ع) براي اصلاح امور و امر به معروف و نهي از منکر قيام کرد و براي اصلاح خويش و خانواده و جامعه خود نکوشيم، بهره اي که بايد از کربلا نگرفته ايم. اگر «حر» نشويم و به احرار نپيونديم، شمر کينه و ابن سعد حسد و ابن زياد شيطان ما را روز به روز و حتي لحظه به لحظه از بهشت دور خواهند کرد. تلاش کنيم، «زهير» باشيم تا امام (ع) به دنبال ما بفرستند نه از آنان که تا شب عاشورا با امام حسين (ع) بودند، اما روز عاشورا پشت به امام (ع) شدند و از حق دور و ... براي رسيدن به ياران حسين(ع) بايد از روضه شروع کرد و با اصلاح رفتار براساس الگوي امام(ع) قدم به قدم به کاروان بهشتي عاشورا نزديک شد... خراسان رضوي - مورخ دوشنبه 1391/09/13 شماره انتشار 18282 /صفحه اول و۷/فرهنگی
+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم آذر ۱۳۹۱ساعت 10:35  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|