|
بايد براي استحکام بناي خانواده کوشيد. بايد تلاش ها را چنان هدفمندانه سامان داد که راه مصون از بيراهه و به خانه ختم شود. خانه اي که نه مکاني براي يک جانشيني بلکه براي در آغوش کشيدن يک خانواده باشد. خانواده اي که همه اعضاي آن نسبت به هم احساس مسئوليت کنند. يار هم و هم انديش هم باشند و در رفع گرفتاري ها، همه دست ها کنار هم قرار بگيرد تا راحت تر و با هزينه کمتر و نتيجه بهتر، مشکلات برطرف شود. بايد براي استحکام نهاد خانواده کوشيد تا اعضاي خانواده نسبت به هم بيش از گذشته احساس مسئوليت کنند. اگر عضوي از خانواده را بيماري از پاي انداخت با تيمارداري و پرستاري او را تا بام سلامت همراه باشند و همان طور که براي سلامت جسم او حساسند، نسبت به سلامت اخلاقي و شخصيتي او هم حساس باشند. اگر تب او را با حساسيت و درجه به درجه مراقبت مي کنند، با پاشويه از شدت تب مي کاهند و با رساندن او به پزشک، براي دفع بيماري از جسم او مي کوشند، مراقب سلامت جان او هم باشند تا مبادا در هجوم بادهاي پاييزي فرهنگ بيگانه، به بيماري بي هويتي دچار شود. اگر - خداي نکرده - به اين بيماري دچار شد، براي سلامت او تلاش کنند که بيماري هويتي و اخلاقي اگر از بيماري جسمي مهم تر نباشد، کم اهميت تر هم نيست. اگر آسيب هايش ويران کننده تر نباشد، کمتر هم نخواهد بود، پس بايد همه اعضاي خانواده را نسبت به روزگار امروز و سرنوشت فرداي هم حساس کرد و اين پندار صحيح را هم نهادينه کرد که حساسيت افراد خانواده نسبت به هم و مراقبت از يکديگر هرگز به معناي دخالت و فضولي معنا نشود، چه اعضاي يک خانواده، اعضاي يک پيکرند و کسي مرهم گذاري دست بر زخم پا و دقيق شدن چشم در کار دست را فضولي نمي داند که به صورت ناخودآگاه زخم بر هر جاي بدن که بنشيند درد از هر جاي بدن که تير بکشد، اول چشم و دست به ياري برمي خيزند و اين «ناخودآگاه» يعني اين که همه اعضاي يک پيکرند و خانواده هم بايد چنين باشد، پدر، مادر، خواهر، برادر همه و همه بايد چنين حسي نسبت به هم داشته باشند و مراقب باشند تا - خداي نکرده - عضوي به درد مبتلا نشود، که ابتلاي هر عضو به بيماري همه اعضا را دچار مشکل مي کند. اين نگاه اگر با تقويت نهاد خانواده شکل بگيرد، آن وقت سنگ زيرين نهاد جامعه، با قوام خود به قوام و استحکام روابط اجتماعي هم کمک خواهد کرد. خانواده اگر با اين نگاه هماهنگ شود، کم کم جامعه نيز بر اساس چنين هندسه اي بازتعريف خواهد شد، تا همه اعضاي جامعه، در شادي و غم هم شريک باشند و شعر سعدي که مي گويند پيشاني نشين سازمان ملل است دگر باره در جامعه و خانه ما، پرشورتر از گذشته روايت خواهد شد که: بني آدم اعضاي يک پيکرند که در آفرينش ز يک گوهرند چو عضوي به درد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار... خراسان رضوي - مورخ یکشنبه 1391/09/12 شماره انتشار 18281 /صفحه اول و ۶/جامعه
+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم آذر ۱۳۹۱ساعت 10:5  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|