|
ما خودمان را با عاشورا تعريف کرديم. در همه دوران دفاع مقدس الگوي رفتاري ما در رزم يا در رفتار، مردان حماسه ساز عاشورا بودند که در ياري حجت بالغه الهي تا آخرين قطره خون ايستادند و با جان باختن به جاودانگي رسيدند.
ما، خودمان را با عاشورا تعريف کرديم و به ياد حسين(ع) و در خون خواهي پسر فاطمه(س) جنگيديم و جان داديم. جاودانگي شهداي ما نيز از همين روست و دقيقاً به همين دليل است که هرگاه روضه مولا سيدالشهدا(ع) خوانده مي شود ياد شهداي دفاع مقدس مي افتيم و هرگاه، ياد شهدا دل را آرامش مي دهد جان هواي کربلا مي کند. بسيج هم که امام تاسيس فرمود مدرسه عشق شد، عشق به لقاءا...، و لذا مرداني قامت کشيدند به جهاد و شهادت و زناني ايستادند به صبر و حمايت و همراهي که باز الگو گرفته از کربلاي حسين(ع) بودند. آناني که به زنجير اسارت افتادند نيز باز خود را بر اساس الگوي امام سجاد(ع) و زينب کبري(س) تعريف کردند؛ ايستادگي، حتي در غل و زنجير و آزادگي حتي در اسارت دژخيم ترين فرزندان يزيد! ما همه خود را با عاشورا تعريف کرديم لذا همه پهنه نبرد برايمان کربلا بود و روزها، همه سربرگ عاشورا داشت. حالا يک روز در دهلاويه و فکه و مهران يک روز در اردوگاه هاي اسارت، يک روز هم در کربلاي خليج فارس، فرقي نمي کرد، مهم هدف بود، که عاشورايي بود و هست هنوز مهم رفتن بر صراط مستقيم اباعبدا... بود که با همه عشق بدان پاي گذاشتيم و مي گذاريم هنوز. و الا فرق نمي کند، يک روز شمشير راوي فتح عاشورايي مي شود، يک روز تفنگ، يک روز دست هاي مشت شده در اسارت و يک روز هم ناوچه هاي قهرمان نيروي دريايي ارتش جمهوري اسلامي در قلب خليج هميشه فارس. ما خود را با عاشوراي سيدالشهدا(ع) تعريف کرديم، لذا هدفي نيز جز امر به معروف و نهي از منکر نداشتيم. ما از عاشورا آموخته بوديم، ميان خواري و ذلت و مرگ سرخ، هرگز و هرگز و هرگز جز تن پوش سرخ شهادت نپوشيم. ما در اين مکتب ياد گرفتيم، باور کرديم و با يقين به ميدان آمديم تا جانمان فديه عزت و عظمت اسلام و شکوه سرفرازي ايران باشد. ما در عاشورا آموختيم، مومن در ميان دوراه و دو سرانجام است و راه سومي ندارد، مومن يا شهيد است يا در انتظار شهادت و جز اين هر که باشد، مومن نيست. تکليف اهل ايمان را اين آيه شريفه خداوندي مشخص فرموده است «من المومنين رجال صدقوا ما عاهدوا ا... عليه فمنهم من قضي نحبه و منهم من ينتظر و ما بدلو تبديلا» و بر اساس همين سرمشق مشق زندگي کرديم. يک روز با بسيج حماسه ساز شديم، ديگر روز در جامه اسارت آزادي را فرياد کرديم و آزادگي را به تماشا گذاشتيم و ديگر روز، در پهنه آبي خليج فارس، با ناوچه پيکان حماسه را با شهادت گره زديم تا چنان سيلي بر گونه فرزندان يزيد بکوبيم که توان سربلند کردن هم نداشته باشند تا عرصه پاک دريا را بيالايند... آري ما خود را با عاشورا تعريف کرديم. جامه خاکي بسيجي را هم براي دفاع از مکتب سيدالشهدا(ع) پوشيديم و در اسارت هم پيام بر حضرت سجاد(ع) بوديم و در خليج فارس هم با «پيکان» به جنگ يزيد رفتيم، پس وقتي از عاشورا مي گوييم، هم شرح هفته بسيج است، هم تکريم «اسرا و مفقودان» و هم تجليل «روز نيروي دريايي». از اين سو هم اگر بخوانيم، روز نيروي دريايي، روز تجليل از اسرا و مفقودان و هفته بسيج هم رنگ و بوي عاشورا دارد ... خراسان رضوي - مورخ سهشنبه 1391/09/07 شماره انتشار 18277 /صفحه اول
+ نوشته شده در سه شنبه هفتم آذر ۱۳۹۱ساعت 10:36  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|