|
امام حسين عليه السلام با نام «يزيد» مشکل نداشت که از قضا در شمار شهداي والا مقام کربلا، تني چند به اين نام وجود داشتند که چون ستاره در آسمان عاشورا مي درخشند و از مزارشان تا ضريح حضرت سيدالشهدا، چند گامي بيش فاصله نيست. از يزيدبن زياد کندي تا يزيدبن حصين الهمداني ، يزيدبن ثبيط العبدي و يزيدبن مغفل الجعف، که در «غدير کربلا» ايمان به «من کنت مولاه فهذا علي مولاه» را، در ياري به فرزند علي به تماشا گذاشتند. امام با مرام و منش باطل يزيد نمي توانست کنار بيايد، چنان که خورشيد هرگز با سياهي و ايمان هرگز با تباهي يک جا نمي نشيند، همان گونه که هيچ کس به ياد ندارد آب و آتش با هم زيست کنند. امام به عنوان مظهر حق و حقيقت هرگز نمي توانستند يزيد را حتي براي لحظه اي بپذيرند. ولو اين نپذيرفتن به قيمت جان مطهرشان تمام شود که پاک کردن آلودگي پندار و مرام يزيدي، از جغرافياي امت محمد(ص) مي ارزد که همه شمشيرها را به آغوش کشيد. چنان که صداي مولا در دشت پيچيد که «ان کان دين محمد(ص) لم يستقم الا بقتلي فيا سيوف خذيني» و شمشيرها نيز در پيکر پاک امام فرود آمدند... امام حسين عليه السلام با نام يزيد مشکل نداشتند که امروزه ما بپنداريم چون نام يزيد در شناسنامه ما نيست، پس حسيني هستيم، امام با آن مرامي مشکل داشتند که بيماري ايمان مردم شده بود. با رفتاري ناساز بودند، که ساز شيطان را کوک مي کرد، با باوري پنجه در پنجه شده بودند که از اسلام «پوستين وارونه» ساخته بود. پس تا اين پندار باشد حالا در جان ما يا در جهان ما، بدانيم حسين(ع) در برابر آن ايستاده است، حتي اگر ما خود را حسيني بپنداريم که «حسيني بودن» به عمل است نه به ادعا. مدعي اگر اهل راز نباشد، اگر باورمند رفتاري مکتب امام نباشد، «نامحرم» خواهد بود، مکتب «محرم» را و حتي بوسه اي که بر ضريح امام مي زند، با لب هاي از طهارت دور، زخم امام را نمک سود خواهد کرد. پس هشدار که هوشيار شويم که کربلا و عاشورا از آن بيداري است. هشدار که کربلا و عاشورا نه هدف که آيت حق و نشان صراط مستقيم است که بايد پيمود. خود امام حسين عليه السلام نيز نه هدف که چراغ راه و کشتي نجات انسان از ورطه پرهياهوي وسوسه و تزوير و غفلت، به ساحل امن «ايمان» و عمل به نيکي هاست. بسيار خوانده ايم و شنيده ايم «ان الحسين مصباح الهدي و سفينةالنجاة» را اما چه قدر در پرتو اين چراغ، راه را از بيراهه بازشناخته ايم؟ چه قدر کوشيده ايم از پندار و کردار يزيدي که دريايي توفاني و امنيت و ايمان سوز است، با تمسک به حسين(ع) و تواصي به حق و صبر، خود را نجات دهيم؟ اين را از خود بپرسيم، به جواب برسيم آن وقت در خواهيم يافت چه قدر از جايي که بايد باشيم و ادعايش را داريم، عقب تر هستيم. شايد تامل ما را به اين باور برساند که امام نه با نام «يزيد» که با مرام يزيد به جهاد برخاست، پس براي اين که - لااقل- در برابر امام نباشيم، خود را اصلاح کنيم، مطمئن باشيم اگر خود را اصلاح کنيم، جامعه ما هم اصلاح خواهد شد ... خراسان رضوي - مورخ چهارشنبه 1391/09/01 شماره انتشار 18274 /صفحه اول و ۷/فرهنگی
+ نوشته شده در چهارشنبه یکم آذر ۱۳۹۱ساعت 12:53  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|