در سال حج هاي ناتمام

و سعي هاي بي صفا

- شصت و يکمين سال هجرت -

زمزم

در حسرت فرات سوخت

و فرات در حسرت لب هاي تشنه

و منا

در حسرت رفعت گودي قتلگاه

... و حج کامل شد و تمام

وقتي

پس از ۷۲ ماه و ستاره

خورشيد

به خون تپيد

و ذبيح ا... بزرگ خلقت

با شهادت معلم روزگار شد

و از آن روز

آن روز سرخ

انسان را

جامه اي سياه به يادگار مانده است

و چشماني اشکبار

در عزاي سيدالشهدا

و دست هايي که

زمين و آسمان را گره مي زند

به گاه سينه زني

پس نوحه خوان

نوحه بخوان

مي خواهم سينه بزنم...

خراسان - مورخ چهارشنبه 1391/09/01 شماره انتشار 18274 /صفحه اول
+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آذر ۱۳۹۱ساعت 12:52  توسط غلامرضا بنی اسدی  |