|
نه مأذنه اي بود و نه گلدسته اي اما اذان به آسمان مي رسيد در آن صحرا که قرار بود نماز -اين عاشقانه ترين تغزل- براي آخرين بار به امامت حسين(ع) اقامه شود حنجره موذن گلدسته شد مأذنه شد تا خاک -اين خاک برگزيده- مسجد شود براي آخرين نماز حسين(ع) ...والله اکبر حجت خدا در نماز شد و نماز حقيقت خود را به تماشا گذاشت و از آن سو بن سعد ملعون و شمر و همه باطل کرداران دريافتند اين نماز آن ها را در هم مي شکند پس به تير برخاستند تا نماز را بشکنند نماز حسين را-عليه السلام- تيرباريدند اما مرداني به شکوه شهيد جان سپر کردند در باران تير تا به سلام برسد آخرين نماز و چه پرشکوه بود نماز در زير باران تير ... والسلام عليکم و رحمة ا... و برکاته که از لبان نوراني امام(ع) جاري شد تني چند از ياران با شهادت جاري شدند و هنوز هم جاري اند و اذان گوي نماز حقيقت که اگر اقامه شود جان و جامعه و جهان از هر چه نازيبايي است -به هر نام و هر نشان- پاک مي شود نه مأذنه اي بود و نه گلدسته اي حنجره موذن اما گلدسته شد مسجد عشق را و صداي اذان تا آسمان رسيد... خراسان رضوي - مورخ سهشنبه 1391/08/30 شماره انتشار 18273 /صفحه۷/فرهنگی
+ نوشته شده در سه شنبه سی ام آبان ۱۳۹۱ساعت 12:54  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|