|
فردا براي ما، يادآور يک روز تاريخي است. روزي به نام آزادسازي سوسنگرد، يک حماسه بود. يک حماسه که به حرمت خون شهيدانش در دفاع مقدس، نقش آفرين شد و به دشمن نشان داد که نه تنها روياهايش، نقش بر آب است بلکه آتش در آبرويش افتاده است. از اين پس، به هر روز که بگذرد بايد چند برگ از کتاب آرزوهايش را در رهگذار باد ببيند و جنازه سربازانش را در ميان تابوت. شايد اگر صدام عقل نظامي بيشتري داشت مي فهميد که به زمين سفت رسيده است و اين جا پاي کوبيدن، نه زمين را که پاي را خواهد شکست. شکست هم، نه تنها پاي که سر و دست متجاوزان را هم در هم کوبيد و گونه هاشان را از ضربه سيلي اقتدار قرمز کرد تا صدام با همه تبخترش، از همه ادعاهايش دست بردارد و در نامه اي به مسئولان ايران اعلام کند هر چه شما خواستيد محقق شد و اينک هم اسرا را آزاد مي کنم و... اگر چه اين موضوع سال ها پس از آزادسازي سوسنگرد اعلام شد ولي هر کس که کتاب حماسه دفاع مقدس را بخواند، در فرازهاي بلند و اثرگذار جنگ، ناگزير بر اين فراز به ديده احترام خواهد نگريست که اين حماسه يک پيروزي بزرگ براي ايران بود، يک پيروزي ۲ گانه، هم پيروزي بر پندار ليبراليسم که نماد آن ابوالحسن بني صدر بود که حتي در آخرين ساعات هم تلاش داشت جلوي ورود يگان عمل کننده لشکر زرهي اهواز به نبرد را بگيرد. هم پيروزي بر دشمني که آمده بود تا در سوسنگرد بماند و «خفاجيه اش» مي خواند و در آرزوهايش بر آن حکم مي راند اما دلاوران ارتش و قهرمانان سپاهي و شجاعان ستاد جنگ هاي نامنظم شهيد چمران ذيل هدايت حضرت آيت ا... خامنه اي، به عنوان نماينده امام در شوراي عالي دفاع و شهيد والامقام چمران، که او نيز نماينده امام در اين شورا بود، کاري کردند که دشمن دريابد، سوسنگرد، هميشه سوسنگرد خواهد ماند و نقشه هاي آنان نه بر ديوار کلاس هاي درس اين شهر که بر ديوار پندارهاي خودشان نصب خواهد شد. پرچمي هم که در اين شهر در وزش نسيم خواهد رقصيد پرچم جمهوري اسلامي خواهد بود تا نشان دهد آن که در جنگ پيروز شد، ما بوديم، نه هيچ کس ديگر. اين را به کساني گفته ام که ناعادلانه و با بي انصافي تمام ما را در پله ترازويي مي گذارند که پله نشين ديگرش صدام است. گفته ام هر که مي خواهد حقانيت ما را بفهمد و دريابد چه کسي پيروز شد، به همين سوسنگرد نگاه کند که دشمن «خفاجيه»اش مي خواند، به خرمشهر نگاه کند که «محمره»اش ناميد و به آبادان که «عبادان»اش خواند و اهوازي که رداي «الاحواز» بر آن پوشيد و اين يعني که دشمن آمده بود بماند. آمده بود خوزستان را به عراق ضميمه کند، اگر نتواند جمهوري اسلامي را ساقط کند. اصلاً جدا کردن خوزستان از ايران، برنامه مياني دشمن بود، در کنار نتيجه حداقل تصاحب اروندرود و برنامه اصلي سقوط نظام اما نتوانست. خرمشهر ماند، سوسنگرد ماند، آبادان ماند، اهواز ماند و ما مانديم. آن که در هم شکست دشمن بود که آمده بود چنين و چنان کند و گر نه ما هيچ گاه قصد جنگ و جداسازي شهري از عراق را نداشتيم و هيچ شهري را از اين کشور به اسم ديگر نخوانديم و هيچ نقشه اي نکشيديم که بخشي از خاک اين کشور را ضميمه خاک ما نشان دهد. ما فقط از استقلال مان، از عزتمان و از وجب به وجب خاک کشورمان دفاع کرديم و آن را به خون هم که شده از دشمن پس گرفتيم و اين يعني ما به اهداف خود دست يافتيم و دشمن نتوانست، پس ما پيروزيم. ياد همه شهدا، به ويژه شهداي آزادسازي سوسنگرد که امسال مقارن با آغازين روز محرم است تا ابد جاودانه و روحشان با شهداي کربلا محشور باد.... خراسان - مورخ پنجشنبه 1391/08/25 شماره انتشار 18269 /صفحه۲
+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم آبان ۱۳۹۱ساعت 10:2  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|