عاشورا بود

و حسين بود- عليه السلام-

و هل من ناصر ينصرني

که در گوش زمان اذان مي شد

براي نماز حسين

مثل آيات قرآن

که جان را و جهان را

به نماز بعثت مي خواند

به امامت مردي که

حسين -عليه السلام-

براي اصلاح امتش

اشورا آفريد

عاشورا بود

و حسين بود-عليه السلام-

و قرآني که

به خون تلاوت مي شد

از قتلگاه تا

فراز ني

و ترجمه اش را

سجاد

زينب و ام  کلثوم

به لهجه محمدي مي خواندند

از کربلا

تا کوفه

تا شام

تا صبحي که بر سياهي شام مي تاخت

تا اربعين

و اربعين يعني

عاشورا و... نقطه سرخط

و باز هم عاشورا

به تعداد همه ورق هايي که

بر تقويم زمان افزوده مي شود

اربعين يعني

آغاز

آغاز هزار باره حسين

در ناي حقيقت

و ني غربت

که از عاشورا

تا اربعين

خورشيد

چهل بار طلوع کرد

و حسين- عليه السلام- هزار بار

و هر که ديد

اين خورشيد را

نمازش قبول شد

و هر که نديد

در شام ماند و به صبح نرسيد

اربعين

شرح يک ياد است

و هزار يادآوري

يک راز است و

هزار شکوفايي

يک جان است و

هزار جهان

يک عشق است و

هزار دل

که زيارت امام حسين را- عليه السلام-

در اين روز

آيتي است براي ايمان

و نشانه اي است براي مومن

پس

«السلام علي الحسين

المظلوم الشهيد

السلام علي اسيرالکربات

و قتيل العبرات...»

عاشورا بود

و حسين بود - عليه السلام-

و هل من ناصر ينصرني

که در گوش زمان اذان مي شد

و زمين را

- همه زمين را-

مسجد نماز

به امامت حجت حق مي کرد

... و عاشوراست

و حسين است- عليه السلام-

و هل من ناصر ينصرني

که تازه تر از هميشه

ما را به کربلا مي خواند

برخيزيم....

خراسان رضوي - مورخ پنج‌شنبه 1390/10/22 شماره انتشار 18030 /صفحه اول و اول جنوبی
+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم دی ۱۳۹۰ساعت 10:51  توسط غلامرضا بنی اسدی  |