|
عاشورا بود و حسين بود- عليه السلام- و هل من ناصر ينصرني که در گوش زمان اذان مي شد براي نماز حسين مثل آيات قرآن که جان را و جهان را به نماز بعثت مي خواند به امامت مردي که حسين -عليه السلام- براي اصلاح امتش اشورا آفريد عاشورا بود و حسين بود-عليه السلام- و قرآني که به خون تلاوت مي شد از قتلگاه تا فراز ني و ترجمه اش را سجاد زينب و ام کلثوم به لهجه محمدي مي خواندند از کربلا تا کوفه تا شام تا صبحي که بر سياهي شام مي تاخت تا اربعين و اربعين يعني عاشورا و... نقطه سرخط و باز هم عاشورا به تعداد همه ورق هايي که بر تقويم زمان افزوده مي شود اربعين يعني آغاز آغاز هزار باره حسين در ناي حقيقت و ني غربت که از عاشورا تا اربعين خورشيد چهل بار طلوع کرد و حسين- عليه السلام- هزار بار و هر که ديد اين خورشيد را نمازش قبول شد و هر که نديد در شام ماند و به صبح نرسيد اربعين شرح يک ياد است و هزار يادآوري يک راز است و هزار شکوفايي يک جان است و هزار جهان يک عشق است و هزار دل که زيارت امام حسين را- عليه السلام- در اين روز آيتي است براي ايمان و نشانه اي است براي مومن پس «السلام علي الحسين المظلوم الشهيد السلام علي اسيرالکربات و قتيل العبرات...» عاشورا بود و حسين بود - عليه السلام- و هل من ناصر ينصرني که در گوش زمان اذان مي شد و زمين را - همه زمين را- مسجد نماز به امامت حجت حق مي کرد ... و عاشوراست و حسين است- عليه السلام- و هل من ناصر ينصرني که تازه تر از هميشه ما را به کربلا مي خواند برخيزيم.... خراسان رضوي - مورخ پنجشنبه 1390/10/22 شماره انتشار 18030 /صفحه اول و اول جنوبی
+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم دی ۱۳۹۰ساعت 10:51  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|