تحقیر سم است حتی اگر به قصد برانگیختن فرد بیان شود. هیچ کس با تحقیر بزرگ نشده است و تاکنون نیز هیچ کس نتوانسته با تحقیر از دیگران آدم های بزرگ بسازد، این نشدنی است، چون بناها را با مصالح می سازند و شخصیت آدم ها را نیز صلاحیت ها شکل می دهد و تحقیر، هر چه باشد، از جنس صلاح و صلاحیت و مصالح نیست. آن که تحقیر می کند دیگران را، تا بزرگی خود را به رخ بکشد هم غافل است که هیچ بزرگی، زبان تحقیر نداشته است و ندارد و نه خواهد داشت. انسان های بزرگ اهل تکریم و بر کشیدن انسان ها هستند، اهل بسترسازی برای رشد و تعالی شان. آنان با «نوشدارو»ی تکریم، سهراب بر زمین افتاده و زخم خورده اعتماد به نفس افراد را درمان می کنند و از آدم های شکست خورده چهره های پیروز می سازند و بزرگی خود اینان نیز بهتر به چشم می آید آن که برای بزرگی دیگران می کوشد، خود بزرگ است و ضرورت بزرگی را هم می فهمد، «ذات یافته هستی بخشی است که هستی بخشی» می کند و این نیز سنت انبیا و اولیاست. این پیامبر است که شخصیت تازیانه خورده عمار را بازسازی می کند، بلال حبشی را تا رفعت گلدسته های اذان برمی کشد، در میان همه مدعیان خویشاوندی، سلمان فارسی را به «منا اهل البیت» کرامت می بخشد و هیچ گاه به انسان ها جز به دیده کرامت نمی نگرد و درس او نیز این است که حرمت دار آدم ها باید بود. در این که اسلام، حرمت مومن را عزیزتر از کعبه می داند، جایگاه اجتماعی و اقتصادی و سیاسی مردم مطرح نیست انسانیت مومنان مطرح است که همواره باید پاس داشته شود، اما ما، ماهایی که داعیه دار ایمانیم و مومن بودن دیگران را به دیده تردید می نگریم رفتارمان با مردم چگونه است؟ چقدر اهل حرمت گذاشتن هستیم؟ چقدر زبان به تکریم می چرخانیم و چقدر رفتار ما، در این حوزه، گفتار ما را تایید می کند؟ آیا همان طور که می خواهیم دیگران ما را بزرگ بدارند ما هم برای بزرگ داشتن دیگران تلاش می کنیم؟ تلاش پیشکش، آیا با کلمات تحقیرآمیز، عمارت شخصیت افراد را بمباران نمی کنیم؟ ببخشید این پرسش ها و علامت سوال ها برای این نیست که پاسخ دهید، اما برای یافتن پاسخ در محضر وجدان خود به آن فکر کنید آیا این که برخی هامان در جایگاه مدیر و وکیل و وزیر هستیم این حق را ایجاد می کند که به دیگران به دیده تحقیر بنگریم؟ من که باور ندارم، این «باطل»، این گناه مسلم، حق کسی بشود، حق از جنس حقیقت است پس نمی شود تحقیر را حق رئیس دانست، اصلا هیچ کس حق ندارد افراد را تحقیر کند، آن که زبان به تحقیر دارد، خود موجود حقیری است که به غلط فکر می کند با در هم شکستن دیگران خودش بزرگ می شود. اگر قرار بود کسی با تحقیر دیگران بزرگ شود شیطان بزرگ می شد که خود را برتر از آدم دانست اما او از بهشت خدا رانده شد و این سرنوشت همه کسانی است که به این خوی شیطانی خو گرفته اند و به بندگان خدا به دیده تحقیر می نگرند...

خراسان - مورخ پنج‌شنبه 1390/10/22 شماره انتشار 18030 /صفحه۹/اجتماعی
+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم دی ۱۳۹۰ساعت 10:42  توسط غلامرضا بنی اسدی  |