|
دنياي عجيبي داريم و خود ما آدم ها از آن هم عجيب تريم. ظرفيت بعضي هايمان انگار به اندازه يک تشت آب است، زود پر مي شويم، لبريز مي شويم و مي ريزيم و گاه به بازي کودکانه اي بر مي آشوبيم، يک شکلات ما را بر سر شوق مي آورد، با رسيدن به يک موقعيت محدود اجتماعي، چنان دچار غرور مي شويم که خود را گم مي کنيم و گذشته خود را هم فراموش مي کنيم. نه روابط دوستي که حتي نسبت هاي خويشاوندي را هم فراموش مي کنيم و چشم بر همه چيز مي بنديم... اما کساني هم هستند، که دلشان درياست، اگر همه ابرها هم ببارند با آغوش باز مي پذيرند، نه زود جوش مي آورند و نه زود سرد مي شوند، رفتارشان داراي مهندسي ايمان است و گفتارشان معيار انساني، آن قدر بزرگ اند، که همه دنيا هم آنان را از خود بي خود نمي کند که از قضا هر چه مقام بالاتر مي شود آنان نيز به تواضع سر فرود مي آورند نه در برابر افراد بالاتر، که در برابر عامه مردم، چنان مراجعه کننده را به محبت استقبال و به مهرباني بدرقه مي کنند که گويي برادر خوني هستند. بله اينان هم کم نيستند و من در همين کشور، «وزير»ي را مي شناسم که فروتني اش، مهرباني اش آدمي را به ياد خطبه پارسايان مي اندازد. او هميشه لبخند بر لب دارد و تجسم فرازهايي از صفات متقيني اش که مولاعلي مي فرمايد: «بشره في وجهه» است. دلش اما به ياد ياران شهيدش و دشواري هاي راه، با حزن مانوس است که «و حزنه في قلبه». شکيبا و بردبار است «اوسع شيئا صدرا» و هيچ گاه به بيماري غرور و منيت دچار نشده است «و اذل شيئا نفسا» اگر با او رودررو شوي، در سلام بر تو پيشي خواهد گرفت. قبل از آن که تو از آشنايي سال هاي دور بگويي، او خاطرات آن دوران را به يادت خواهد آورد و ... وجود آدم هايي چنين است که انسان را به جريان زلال فرهنگ علوي در جامعه اميدوار مي کند و الا در ميان کوتوله هايي که اگر از دستشان برآيد درخت ها را هم قطع مي کنند تا چيزي از آن ها بلندتر نباشد، زندگي کردن تنفس در هواي شيطاني است که «هر نفسي که فرو مي رود، مضرر حيات است و چون بر مي آيد مخرب ذات و از اين هر دو پرهيز بايد ...». بگذريم، اما اجازه بدهيد اين را هم بنويسم که من نمايندگاني از مجلس هم مي شناسم، که هيچ گاه کت و شلوار غرور را پرو نکرده اند و نه هنگام انتخابات که پس از انتخابات هم تو را مي شناسند، و حتي اگر حواس تو نباشد، براي احوال پرسي پيش قدم خواهند شد و ... حالا با وجود نوراني افرادي مثل آن آقاي وزير و اين نمايندگان و برخي مسئولان که اخلاقي ديني دارند هوا پاکيزه و مطهر مي شود تا کلام سعدي، شيخ اجل، مصداق پيدا کند که «هر نفسي که فرو مي رود، ممد حيات است و چون بر مي آيد، مفرح ذات»... اميد که با فراوان شدن آدم بزرگ ها، و جمع شدن بساط آدم کوچک ها، فرصت قد کشيدن براي همه تا آسمان فراهم شود... خراسان رضوي - مورخ چهارشنبه 1390/10/21 شماره انتشار 18029 /صفحه۶/جامعه
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم دی ۱۳۹۰ساعت 10:29  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|