|
شهر را به مثابه يک موجود زنده بايد در نظر گرفت و تا جايي که صاحب اين قلم به ياد دارد، هيچ موجود زنده اي، بي تناسب نيست يعني همه اعضا و اجزايش با هم تناسب دارد و کلا نوعي هماهنگي در همه وجودش مشاهده مي شود که رفتار و کنش و واکنشش را قاعده مند مي کند، شهر هم بايد همين طور باشد و همه آن چه در يک شهر انجام مي شود بايد از يک نظم مشخص و قاعده مندي تبعيت کند و همه سازواره هايش با هم ساز باشد و همه آن چه در نظر مي آيد نيز با هم دمساز، اصلا قشنگ نيست، شهر، حالت کاريکاتوري داشته باشد و يک عضوش بزرگ و ديگري کوچک باشد، يک قسمتش چاق و قسمت ديگرش لاغر باشد. کاريکاتور اگر چنين کشيده مي شود و در نگاه عزيز مي افتد به خاطر نقد آينه سان رفتار ماست وگرنه هيچ ناموزوني، زيبا نيست زيبايي در تناسب و موزوني است، کاريکاتور مي خواهد زشتي تناسب نداشتن را نشان دهد، مي خواهد ضرورت موزوني را يادآور شود، مي خواهد چشم هاي باز را به بيداري بکشاند، مي خواهد بيداران را به تفکر وادارد و به فکر روندگان را به تامل، کاريکاتور شايد نوعي تصوير باشد که اگر لقمان تعقل مان آن را ببيند، ما را خيلي زود به سمت تناسب ببرد، بگذريم، شهر هم بايد موزون باشد نه اين که وقتي پا به خيابان مي گذاري، «ناهمسازي ها» چنان شوق کش باشند که نه تنها نتواني ببيني که مجبور هم شوي گوش هايت را بگيري تا حرف درو ديوار را هم نشنوي! حرف هايي که اگر نگوييم بد و بيراه است دست کم گلايه و شکوه خواهد بود که چرا چنين بلايي بر سر ما آورده ايد؟ چرا مبلمان شهري چنين است و ساخت وسازها چنين بي قواره، چرا در قدکشيدن ساختمان هاي با پروانه و بي پروانه، از معماري اسلامي، ايراني کمتر مي شود سراغ گرفت. چرا در تقسيم فضاي سبز، قسمت ها چنين است، چرا زخم هايي که بر خيابان ها مي خورد زود درمان نمي شود و خيلي چراهاي ديگر، اين البته به معناي ناديده گرفتن تلاش هاي مجدانه مسئولان شهري نيست که از قضا طرح هاي کلاني که به نتيجه مي رسد، شايسته تقدير است و قدر بايد دانست کساني را که شبانه روزي به کار ساخت وعمران و آباداني شهر هستند از مديران گرفته تا کارگران عزيزي که خيلي وقت ها در شمار تقديرشوندگان هم يادي از آن ها نمي شود. دست هاي پينه بسته اي که تا تاريخ هست، عطر بوسه پيامبر(ص) از آن جاري خواهد ماند. انتقادي که هست از کاريکاتوري شدن اوضاع است، از ناهمسازي آن چه در شهر به چشم مي آيد، به ويژه در ساخت وسازها، در نماي ساختمان ها که گاه حاوي نشانه هاي غيرفرهنگي و حتي ضد فرهنگي هم هست که افراد ندانسته و صد البته ناخواسته، از آن استفاده مي کنند، يادمان باشد، نماي شهري اولين چيزي است که با افراد تازه وارد حرف مي زند و ارتباط برقرار مي کند، بي آن که نياز به مترجم داشته باشد، غريبه اي اگر بيايد، قبل از آن که از کسي چيزي بپرسد، که حالا پاسخ خوب باشد يا نه، اولين پرسش ها را چشم هايش از نماي شهر خواهد پرسيد و پاسخ را هم خواهد گرفت و او قبل از آن که حتي آدم ها را ببيند نسبت به شهر و مردمانش قضاوت خواهد کرد و اصلاح اين داوري معلوم نيست به اين راحتي ممکن باشد. پس شهر را چنان بسازيم که بازگوکننده پيام هاي ما به بين المللي ترين زبان باشد... خراسان رضوي - مورخ چهارشنبه 1390/10/14 شماره انتشار 18023 /صفحه۵/جامعه
+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم دی ۱۳۹۰ساعت 11:5  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|