تصويرگردي در روستاهاي اطراف زهک زابل
 

آب که باشد

آبادي هست

زمين سبزمي‌شود

جوانه مي زند

جوانه ها به گل مي نشينند

و گلستان مي شود همه جا

اما وقتي

باران نيست

آب نيست

و دست ها از آسمان

خالي مي گردد

از زمين هم

نه قناتي جاري مي شود

و نه چشمه اي مي جوشد

زمين پر از چين و شکن مي شود

و چهره مردمان نيز هم

نگاه کن

چهره اين مرد را

نگاه کن زمين را

عجيب نيست

اين شباهت

زمين و مرد

مرد و زمين

از يک جنس هستند انگار...

زمين تشنه است

مرد تشنه است

و حتي شن ها

که روان مي شوند

به اين سو و آن  سو هم تشنه اند

چاه و دلو و هامون هم تشنه اند

بايد کاري کرد

بايد دست ها را پي حقابه

به آسمان فرستاد

تا باران ببارد

بايد قلم ها را و ديپلماسي را

به مطالبه حقابه از هيرمند

به کارگرفت

بايد دست ها را

به مطالبه حقابه از

تدبير دراز کرد

تا زمين

اين زمين خسته و تشنه

و مردمانش

به حق خود برسند

زابل

زهک

و همه سيستان

زاهدان

و همه بلوچستان

گلستان شوند

به برکت باران

به دعاي خوبان...

خراسان - مورخ دوشنبه 1390/04/20 شماره انتشار 17880 /صفحه۱۰/ایران

 
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم تیر ۱۳۹۰ساعت 10:56  توسط غلامرضا بنی اسدی  |