|
تصويرگردي در روستاهاي اطراف زهک زابل
آب که باشد آبادي هست زمين سبزميشود جوانه مي زند جوانه ها به گل مي نشينند و گلستان مي شود همه جا اما وقتي باران نيست آب نيست و دست ها از آسمان خالي مي گردد از زمين هم نه قناتي جاري مي شود و نه چشمه اي مي جوشد زمين پر از چين و شکن مي شود و چهره مردمان نيز هم نگاه کن چهره اين مرد را نگاه کن زمين را عجيب نيست اين شباهت زمين و مرد مرد و زمين از يک جنس هستند انگار... زمين تشنه است مرد تشنه است و حتي شن ها که روان مي شوند به اين سو و آن سو هم تشنه اند چاه و دلو و هامون هم تشنه اند بايد کاري کرد بايد دست ها را پي حقابه به آسمان فرستاد تا باران ببارد بايد قلم ها را و ديپلماسي را به مطالبه حقابه از هيرمند به کارگرفت بايد دست ها را به مطالبه حقابه از تدبير دراز کرد تا زمين اين زمين خسته و تشنه و مردمانش به حق خود برسند زابل زهک و همه سيستان زاهدان و همه بلوچستان گلستان شوند به برکت باران به دعاي خوبان... خراسان - مورخ دوشنبه 1390/04/20 شماره انتشار 17880 /صفحه۱۰/ایران
+ نوشته شده در دوشنبه بیستم تیر ۱۳۹۰ساعت 10:56  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|