روضه... گريه... اشک... اين سه گانه، همه چيزي است که در رابطه ما با امام حسين(ع) وجود دارد، حال آن که در کنار اين سه بايد خيلي چيزها را از امام حسين(ع) ياد بگيريم. اصلا واژه امام که قبل از نام حسين(ع) مي آيد، يعني او امام است نه امام اشک که امام زندگي، نه تنها امام يک نيم روز حتي اگر عاشورا بلکه امام همه روزهايي که با مردمان زندگي کرده اند و درس زندگي داده اند و همه روزهايي که از پي هم مي آيند و آدم هايي که در قالب نسل ها مي آيند و از کوچه عصرها مي گذرند. حسين(ع)، امام همه است و همه بايد از ايشان درس زندگي بياموزيم و بياموزند. امام حسين(ع)، گره گشاي کار مردم بود -بي مزد و بي منت- کرامت و بخشش امام خودي و غريبه نمي شناخت.

مهم نبود که مسائل کيست و يا حتي گرفتار سوال نکرده کيست، مهم اين بود که آقا حسين(ع) است و اسوه زندگي. حسين(ع) است و همه کرامت و زيبايي. حسين(ع) است و کرامت و بخشندگي. مهم اين است و اين مهم را هم امام به عنوان درس زندگي فرموده اند تا نسل هاي بعد که مي آيند به کار گيرند تا کوچه هاي جان و جامعه يک جا روشن شود. امام مي فرمايند: «هرکس گره اي از مشکلات مومني باز و مشکلاتش را برطرف کند، خداوند متعال مشکلات دنيا و آخرت او را برطرف خواهد کرد.»

پس اين روايت را دوباره بخوانيم و آن گاه نگاهمان به کمک خواه و کمک عوض خواهد شد و ديگر مسائل را، گرفتار را و کمک خواهي را که به سراغ مان مي آيد نه اسباب زحمت که باب رحمت خواهيم يافت، چه حضرتشان مي فرمايند «توجه داشته باشيد که احتياج و مراجعه مردم به شما، از نعمت هاي الهي است، پس از نعمت ها روي برنگردانيد...» اين که در جامعه افراد نسبت به آدمي گمان خوبي و خير داشته باشند و به ياري اش اميد ببندند، خود نعمت بزرگي است که خداوند هرکس را شايسته آن نمي داند. علي(ع) است که مردم به حق در او گمان خير مي کنند و دست به سويش دراز مي کنند و او حتي در رکوع نماز هم اين نعمت را با انگشتري پاس مي دارد. والا معاويه که بخشندگي گاه به گاهش هم بر اساس سود و منفعت بود و با حساب تا اگر يک مي دهد دو باز آيد. تاريخ هم از کوچه گردي مولاعلي(ع) روايت مي کند که به دستگيري نيازمندان همت مي کرد والا معاويه جلوي چشم خلايق در کاخش نه نيازمندان که برخورداران را مي خريد. بگذريم آن چه امام حسين(ع) مي فرمايند درس زندگاني علوي وار حسين گونه است که بايد به عمل درآوريم، مخصوصا در اين روزگار که گرفتاري ها کم نيست و دست هاي نيازمند ياري نيز هم و اين وظيفه برخورداران و توانگران جامعه است تا به ياري مردم برخيزند. من با خوانش دوباره اين روايت، معتقدم، خيران مدرسه ساز، مسکن ساز، درمانگر، مسجدساز، تسهيل کنندگان امر ازدواج، جهادگران عرصه علم و سازندگي که براي گشودن گره از زندگي مردم دست هاي خود را، همه خود را به ميدان مي آورند، در شيعگي مولا حسين(ع) جايگاه ويژه اي دارند. اين است که حرف امام را از لابه لاي سطور برمي دارد و به عمل درمي آورد تا مدرسه ها، مسجدها، درمانگاه ها، خانه ها و شيعيان حسين(ع) را در آغوش کشد....

خراسان رضوي - مورخ سه‌شنبه 1390/04/14 شماره انتشار 17875/صفحه۷/فرهنگی

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم تیر ۱۳۹۰ساعت 11:33  توسط غلامرضا بنی اسدی  |