علي عليه السلام، نماد وحدت است و امام وحدت نيز هم و اين درسي است فراراه و فراروي همه کساني که مي خواهند مشق از سرمشق مولا بنويسند و زندگي بر محور ايشان بنا کنند. اگر نگاهي کاوشگرانه به زندگي مولا داشته باشيم، خواهيم ديد ايشان همواره نفر اول وحدت بودند، از خود و از حق مسلم خود گذشتند تا نظام اسلامي و حکومت نوپايش پا بگيرد. اين درس را نيز به همه زمان ها و زمين ها و اهلش دادند که هر کس مي خواهد سيره اي علوي داشته باشد، بايد اول چشم بر خويش و منافع خويش و حزب و جناح خويش ببندد و بر منافع متعالي جامعه و اسلام باز کند. نمي شود با همه وجود خودبين و خودنگر بود و همه تلاش را براي تامين منافع حزبي و جناحي به کار گرفت و از امام علي دم زد.

نمي شود به جاي «انظر الي ما قال و لا تنظر الي من قال» فقط به «من قال» نگاه کرد و «ما قال» را نشنيده گرفت و اگر گوينده را خودي دانست باطل او را جامه حق پوشيد و اگر غيرخودي تشخيص داد، حق مبين او را به سنگ باطل شکست. چيزي که متاسفانه در ميان برخي ارباب سياست بسيار به چشم مي خورد و دل و ديده را مي آزارد.

دريغا که برخي از اين افراد، داوري باطل خود را تحت عناوين مقدس هم دسته بندي مي کنند. حال آن که مولا علي عليه السلام معيار را به ما ارائه فرموده است تا در داوري هامان اول حق را بشناسيم تا به شناخت اهل حق هم عارف شويم.

در مکتب امام علي(ع) کسي حق ها را، قانون را، معيارها را به افراد نمي سنجد، بلکه اين افراد هستند که بايد به محک حق و قانون سنجيده شوند. سنگ ترازوي داوري حق، معيارها و قوانين هستند نه افراد اما ...

بر اساس آموزه امام بايد براي رسيدن به منفعت کلان وحدت و پرهيز از تفرقه بايد از منافع فردي و حزبي به نفع منافع کلان جامعه چشم پوشيد و لذا کسي را علي باورتر مي دانيم که با همه وجود براي اسلام و منافع کلي جامعه تلاش کند. به باور اين قلم اگر مي خواهيم خود رستگار شويم و جامعه اي رستگار داشته باشيم، بايد در همه شئون به امام علي(ع) اقتدا کنيم و بدانيم مولا همان گونه که امام قيام و تيغ و شمشير بودند، امام سکوت و مصلحت نيز بودند و آن ايستادن ها و اين نشستن ها، آن فريادها و اين سکوت ها کامل کننده همديگر بودند. پس کسي که خود را پيرو امام مي داند، بايد به هر دو بال مجهز شود تا فرصت پرواز بيابد، چيزي که اين روزها بدان سخت محتاجيم و جامعه ما نيز بيش از هر زمان ديگري نياز دارد و به مردماني که از امام خويش سکوت در موضع آن و فرياد به وقت آن را بياموزند و به عمل در آورند تا مشق ها به فراخور استعداد نويسنده اش به سرمشق ها شبيه شود ...

خراسان - مورخ شنبه 1390/03/28 شماره انتشار 17861 /صفحه۴

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم خرداد ۱۳۹۰ساعت 11:16  توسط غلامرضا بنی اسدی  |