شهر به شهر که برويم، روستا به روستا که برويم، حتي جاده به جاده را که زيرپا بگذاريم، با مردم که هم کلام شويم. در و ديوار را که نگاه کنيم، با مظاهر مختلف يک تحول آشنا خواهيم شد و دستاوردهاي يک اقدام بزرگ را خواهيم ديد. تا جايي که خود رفته ام و ديده ام، تکاپوي فرزندان انقلاب و ياوران جمهوري اسلامي به بار نشسته است. روستا در روشنايي برق هم خود را مي بيند و هم کشاورزي و دامداريش را مدرن مي کند. چاه هاي عميق آب را از دل زمين مي کشد. به آبياري قطره اي تبديل مي شود تا «کاشت»، حتي در خشکسالي در «داشت» با مشکل مواجه نشود و در «برداشت» هم نتيجه رضايت بخش باشد. دامداري در گذر از روش سنتي به صنعتي هم ارزش افزوده مي يابد و هم در فرآيند توليد بسيار اثرگذار است، روستايي ديگر دورافتاده نيست بلکه به دليل توسعه آموزش و پرورش، رسانه، اينترنت و ... خود را در شاهراه اطلاعاتي مي بيند و به فراخور آن قدر دانش مي اندوزد که «فرصت ساز» شود و ديگر «فرصت سوزي» از ميان برود. شهرهاي کوچک بزرگ شده اند هم به لحاظ کميت هم به حيث کيفيت. رفاه اجتماعي نيز تا آن جا دامن گستر شده است که هرکسي را سرکار و تلاش باشد بتواند و صبح برخيزد، بتواند شب به آسايش بنشيند. توسعه دانشگاه ها و مراکز آموزش عالي، سطح سواد مردمان را آن قدر ارتقا داده است که قابل مقايسه با گذشته نباشد به گونه اي که کمتر خانواده اي را مي توان يافت، که عضوي از آن دانش آموخته دانشگاه نباشد. به هر روي به هر سو که نگاه کنيم نتيجه روشن و اميدآفرين يک اقدام بزرگ را مي بينم که با انقلاب اسلامي تحقق يافت و از همه کارها و دستاوردها مهم تر، «هويت ملي» است که شکل حقيقي گرفت و براساس آموزه هاي اسلامي، صاحب کرامت شد، تا جايي که هر ايراني، شهري يا روستايي، به هر زبان و نژاد احساس هويت، عزت و افتخار کند. همگرايي ملي، کرد را به برادري فارس رسانده. لر را با عرب عقد اخوت بسته، بلوچ را با مازني خويشاوند کرده و آذري را با گيلک رابطه اي عميق تر از برادري بخشيده است و اين همه که در قالب يک تابلوي زيبا يک سرزمين بزرگ با يک پرچم سه رنگ شکل يافته است نقش پذير از انقلابي است که بر سبيل اسلام توسط همين مردم شکل گرفته است. انقلابي که اين روزها سالگرد پيروزي آن است و بدان جان روشن داريم. البته آن چه گفته آمد نه به معناي ناديده گرفتن کاستي هاست و نه همه آن چه انجام شده است بلکه لحظه اي نگاه کردن به راه آمده است و الا همه مي دانند و مي دانيم که مشکلات کم نداريم، راه نرفته هم فراوان است و کار بر زمين مانده نيز،اما مهم اين است که عزم رفع مشکلات و طي کردن راه نرفته و به سامان رساندن کارهاي بر زمين مانده وجود دارد. مهم اين است که «کمبودها» آن قدر ديده مي شود - صادقانه- که دست هايي به کار تبديل آن به «بودها» شوند - عالمانه- مهم اين است که مردم تلاش مسئولان را و مسئولان حمايت و شکيبايي مردم را باور کنند و در کنار اين اعتماد کارها خود به خود به سمت صلاح و اصلاح خواهد رفت.

خراسان - مورخ پنج‌شنبه 1389/11/21 شماره انتشار 17769 /صفحه۱۰/ایران
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم بهمن ۱۳۸۹ساعت 10:48  توسط غلامرضا بنی اسدی  |