هر رفتي- با معرفت- را آمدي است و هر «ديدي» را «بازديدي»، اينک آقاجان، سيه جامه و باراني چشم به حضورت مي آييم. لب هامان تسليت گوي است و دل مان تسليت جوي. شما صاحب عزاييد و ما هم خود را بيگانه نمي دانيم که اگر بوديم جايمان اين جا نبود و نه جامه مان اين رنگ را داشت و نه چشم هامان باراني بود. آقاجان! خود را اگر نه خويشاوند، لااقل دوست و آشنا مي دانيم و همين است که ما را از دور و نزديک به حرم شما مي کشاند تا تسليت گوي باشيم، اما ... اما آقاجان! هر «ديدي» - عارفانه- را «بازديدي» است و حتم دارم شما هم اين «ديدها» را «باز» خواهيد داد به ديداري که مي تواند زندگي ما را عوض کند همه دلخوشي  ما هم همين است، در روايات هم از شما خوانده ايم که هر کس به زيارتم بيايد من در قيامت در سه جا به ديدارش خواهم شتافت و «ديدش» را «بازديد» خواهم داد به گاه «ارائه پرونده» به افراد، و در کنار «پل صراط» و هنگام «بررسي اعمال» ... آقاجان در اين موقف سخت به ياري شما محتاجيم ولي يک خواهش در جانم جان گرفته است و مي خواهم تقاضا کنم. در اين دنيا، در همين زندگي هم سري به ما بزنيد. اين سرزدن، سربلندمان مي کند، آخر آدم وقتي قرار است ميزبان «بزرگي» باشد، مي کوشد همه چيز را براي اين پذيرايي آماده کند، لااقل در اندازه توان خود، مهياي پذيرايي مي شود و اين يعني فراهم آوري آن چه ميهمان بزرگ را خوش آيد. خب وقتي قرار باشد شما به ما سر بزنيد، ما هم سعي خواهيم کرد، خانه را مهيا کنيم با صداقت، با اخلاق، با ايثار، با زيبايي، با مهرباني، آن وقت دروغ و تهمت و بداخلاقي و خودخواهي و خصال شيطاني را بيرون خواهيم ريخت. اين زشتي ها که نباشد، اين بوهاي آزاردهنده که از بين برود، آن ژاژخواهي ها که نابود شود، خود به خود جا براي خوبي ها باز مي شود، شايد آنقدر به اين خوبي ها انس گرفتم که به عادتمان تبديل شد، «عادت» که هميشه بد نيست، عادت به خوبي ها خوب است، هميشه خوب است. شما هم که بياييد، اين خوبي ها مضاعف مي شود، شما که به ديدار ما بياييد، به احترام شما هم که شده، دست نيازمندان را خواهيم گرفت. در احترام گذاشتن ميان فقير و غني فرق نخواهيم گذاشت. نمازمان، زندگي مان خواهد بود و زندگي مان نمازمان، نمازي امام محور و عبوديت ساز و الله  اکبري که در نماز سر مي دهيم ما را خواهد آموخت که در زندگي هم جز او را بزرگ نبايد بداريم و لقمه اي نان ما را کوچک نخواهد کرد تا با تملق به بزرگ سازي ديگران بپردازيم. شما که بياييد حتي «مامون»هاي تزوير هم نخواهند توانست «ايمانمان» را به بيراهه ببرند، حتي ما را پس از سال هاي بي راهه روي به راه خواهيد آورد آن گونه که براي اقامه نماز عيد بر سيره رسول مکرم (ص) پاي برهنه به راه شديد و پاي برهنگان را به راه انداختيد. شما که بياييد، نه از فحش خبري خواهد ماند، نه از فحشا نه برخوردار به خود حق خواهد داد هر کاري بکند و نه مستضعف حاضر خواهد شد هر کاري را بپذيرد. شما که بياييد، زمين و زمان جور ديگري خواهد شد، آنقدر زيبا که زشتي فرصت بروز نيابد، و ما با همين چشمان باراني، بهار را، بهار تمام را خواهيم ديد و چه پرشکوه خواهد بود اين «بازديد» که ديده را به حق بينا خواهد کرد.

خراسان - مورخ پنج‌شنبه 1389/11/14 شماره انتشار 17763 صفحه۲

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم بهمن ۱۳۸۹ساعت 9:38  توسط غلامرضا بنی اسدی  |