بازارِ مسلمین، دو کلمه نیست. یک«تعریف شبکه ای» است با کلی معنا و مفهوم از جمله، حلیت، طهارت، سلامت و ... کار در بازار هم باید ذیل همین مفاهیم داری معانی اجرایی شود. بر همین اساس باید کلام نورانیِ حضرت فاطمه‌الزهرا(س) را خواند که به «توفیه المکائیلِ والموازین؛کامل کردن پیمانه‌ها و ترازوها»، توجه می دهند. این هندسه کلامی در معنای اول خود، آیینی است برای رعایتِ دقت در تجارت و ریاضیاتِ معامله. اما با نگاهی عمیق‌تر، یک «بیانیه‌یِ اخلاقی علیهِ فروپاشیِ اعتماد» است. حضرت زهرا(س) می‌فرماید خداوند این دقت را واجب کرد تا «البَخسَة» (کم‌فروشی و حق‌خوری) را «زشت» جلوه دهد. در حقیقت، هدف از این حکم، ایجادِ یک «ضامنِ روانی» است که تبهکاری را در برابرِ وجدانِ جمعی، به یک امرِ ناپسند و زشت تبدیل کند. امروز، در مواجهه با واقعیت‌هایِ تلخِ اقتصادیِ جامعه ایرانی، این حدیث از یک حکمِ مربوط به «بازارهایِ سنتی»، به یک «ضرورتِ استراتژیکِ ملی» بدل شده است. ما در شرایطِ تاریخیِ بسیار سختی هستیم. شرایطی که در آن «تحریم» و «محاصره» با هدفِ ایجادِ «اضطرابِ معیشتی» و «گسستِ اجتماعی» از طریقِ ایجادِ بی‌اعتمادی میانِ خودِ مردم شکل گرفته است. لذا در شرایطی چنین «گران‌فروشی‌هایِ بی‌مبنا» و «کم‌فروشی‌هایِ پنهان»، تنها یک مسئله‌ معیشتی نیست، بلکه یک «جنگِ روانیِ داخلی» است. وقتی در میانه‌ یک بحرانِ ملی، برخی از فرصت‌هایِ «کم‌فروشی» و «کاهشِ ارزشِ پول» را برایِ سودِ شخصی استفاده می‌کنند، در واقع در حالِ «لگد کردنِ پایِ هموطن» در میانه‌ میدانِ نبرد هستند. این رفتار، دقیقاً همان «بَخسَة» است که حضرت زهرا(س) آن را زشت شمرده‌اند. در زمان بحران، «اعتماد» گران‌ترین کالاست. وقتی عدالتِ ترازو در بازارها به‌هم می‌خورد، سرمایه اجتماعی تخلیه می‌شود. وقتی مردم حس کنند که در میانه‌ فشارِ بیرونی در میانه‌ خودشان نیز با چالش فزونخواهی روبرو هستند، دچارِ نوعی «زلزله روحی» می‌شوند. این دقیقاً همان جایی است که دشمنِ محاصره‌کننده، پیروز می‌شود؛ یعنی زمانی که ملت به جایِ «دستِ هم را گرفتن برایِ عبور از بحران»، پا روی پای شان بگذارد. ما نیازمندِ بازگشت به این اصلِ الهی هستیم، «اقتصادِ مقاومت، اقتصادِ صداقت است». مقاومت در برابرِ تحریم، تنها با «تولیدِ داخلی» یا «بستنِ مرزها» محقق نمی‌شود، بلکه با «پایداریِ اخلاق در بازار» تحقق می‌یابد. اگر در زمانِ سختی، تجار و تولیدکنندگان و بازاریان، «توفیةِ المکائیل» (کامل کردنِ پیمانه‌ها و رعایتِ حقِ مردم) را به عنوان یک «تکلیفِ ملی» بپذیرند، نه تنها بازار سامان می‌گیرد، بلکه «روحِ یکپارچگیِ ملی» نیز تقویت می‌شود. باید دانست که «گران‌فروشیِ بی‌مبنا» و «کم‌فروشیِ پنهان»، در واقع نوعی از «خودزنیِ اقتصادی» است. ما در برابرِ یک دشمنِ بیرونیِ سازمان‌یافته، باید با یک «جبهه‌اخلاقیِ منسجم» ایستادگی کنیم. بیایید یاد بگیریم که در شرایطِ کمبود و فشار، سهمِ خود را از رنجِ هموطن کم کنیم، نه اینکه بر رنجِ او سودِ شخصی بیفزاییم. تنها در این صورت است که می‌توانیم از میانِ تنگناهایِ اقتصادی، با «ترازیِ برابر و عادلانه»، به سویِ شکوهِ پایداری و آرامشِ اجتماعی حرکت کنیم.

ب / شماره 5926 / چهارشنبه 6 آبان 1405 / صفحه 3

http://archive.birjandemrooz.com/PDF/14050806.pdf

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آبان ۱۴۰۵ساعت 11:48  توسط غلامرضا بنی اسدی  |