در میانِ انبوهِ مفاهیمی که برایِ تعریفِ «انسانِ شریف» به کار می‌بریم، مفهومی وجود دارد که شاید ساده‌ترین و در عین حال، دشوارترینِ آن‌ها باشد: «راستی». ما از صداقت می‌گوییم، از امانت‌داری می‌گوییم و از اعتماد حرف می‌زنیم، اما گاهی فراموش می‌کنیم که تمامِ این‌ها، ریشه در یک عملِ بنیادین و لحظه‌ای دارند؛ «نمی‌گوییم». امام علی(ع) در یک عبارتِ بسیار کوتاه، اما با عمقِ یک فلسفه اخلاقیِ عظیم، مرزِ میانِ انسانِ بااصالت و انسانِ بی‌بنیاد را ترسیم می‌کنند: «راستگویی، امانتِ زبان است.» این سخن، نگاهِ ما را به «زبان» تغییر می‌دهد. ما معمولاً زبان را ابزاری برای «بیان کردن» می‌بینیم. ابزاری برای انتقالِ اطلاعات، برای جلبِ توجه یا برای رسیدن به مقاصد. اما امام می‌فرمایند که زبان، یک «امانت» است. همان‌گونه که ما صاحبِ مال و داراییِ خود نیستیم و باید آن را به سلامت به صاحبش بازگردانیم، «کلام» نیز متعلق به حقیقت است. وقتی ما از کلمات استفاده می‌کنیم، در واقع داریم از یک «امانتِ الهی» استفاده می‌کنیم. دروغ، در واقع، «خیانت به امانتِ زبان» است. یعنی تصرف در حقیقتی که متعلق به ما نیست و تغییر دادنِ آن برای منافعِ گذرا. در نظامِ تربیتی، این آموزه، سنگ‌بنایِ «اعتماد به نفس» و «اعتبار اجتماعی» است. فرآیندِ تربیت، زمانی آغاز می‌شود که کودک یاد بگیرد «کلمه» دارایِ وزن است. اگر کودک بیاموزد که کلام، یک امانت است، می‌فهمد که دروغگویی تنها یک خطایِ رفتاری نیست، بلکه یک «نقضِ پیمان» با خویشتن و با جهان است. فردی که زبانش را امانت‌دار نمی‌داند، در حقیقت، «هویتِ درونی» خود را در همان لحظه دروغ، از دست می‌دهد. او دیگر صاحبِ کلامِ خود نیست، بلکه برده نیازهایِ آنیِ خود آن هم به بهای سنگینِ پوشاندنِ حقیقت شده است. در فرهنگِ اصیلِ ایرانی نیز «راستی» نه تنها یک فضیلتِ اخلاقی، بلکه یک «ستونِ اجتماعی» بوده است. در ادبیاتِ ما، از «حرفِ راست» تا «سخنِ حق»، همواره بر این نکته تأکید شده که انسانِ واقعی، کسی است که «گفتارش با کردارش هم‌خوان است». در ضرب‌المثل‌هایِ ما، هر که دروغ می‌گوید، از «اعتبار» و «آبرو» (که در فرهنگ ما، ارزشمندترین دارایی است) محروم می‌شود. اما امروز، ما در جهانی زندگی می‌کنیم که «دروغ‌هایِ زیبا» و «واقعیت‌هایِ دست‌کاری‌شده » به ابزارهایِ روزمره تبدیل شده‌اند. ما در عصرِ «فریب‌هایِ دیجیتال» و «پست‌هایِ فریبنده» هستیم که در آن، زبان، نه برایِ امانت‌داری، بلکه برایِ «جعلِ واقعیت» به کار می‌رود. اینجاست که بازگشت به آموزه امیرالمؤمنین(ع) بیش از هر زمانِ دیگری حیاتی است. ما باید یاد بگیریم که «راستی»، صرفاً گفتنِ حقیقت نیست بلکه «پرهیز از گفتنِ باطل» است. تربیتِ نسلِ نو، مستلزمِ آن است که به آن‌ها بیاموزیم کلام، یک «مسئولیت» است. کلام، ابزاری است برایِ ساختنِ جهان، نه ویران کردنِ حقیقت. اگر می‌خواهیم جامعه‌ای داشته باشیم که در آن «امانتداری» معنا داشته باشد، باید از «امانتداری در زبان»، شروع کنیم. بدانیم هر کلمه‌ای که از زبان ما خارج می‌شود، یا «بنیانِ یک اعتماد» را می‌سازد، یا «سنگِ بنایِ یک بی‌اعتمادی» می شود. سخن گفتن، گرده افشانی در خلاء نیست.

ب / شماره 5920 / سه شنبه 28 مهر 1405 / صفحه 4

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم مهر ۱۴۰۵ساعت 11:57  توسط غلامرضا بنی اسدی  |