|
ورزش را نباید فقط در مدالها، جدول مسابقات و هیاهوی سکوها خلاصه کرد. ورزش، در عمیقترین معنای خود، تمرینِ باهمبودن است. جایی که آدمها، با تفاوتهای قومی، طبقاتی و فکری، برای یک هدف مشترک کنار هم میایستند. در جامعهای که فشارهای اقتصادی و اضطرابهای روزمره، فرصت گفتوگو و امید را کمرنگ میکند، همین کنار هم ایستادن میتواند دریچهای به سوی نشاط عمومی باشد؛ نشاطی که با تجربه مشارکت و احساسِ توانستن شکل میگیرد. ورزشکار وقتی در میدان رقابت حاضر میشود، فقط نماینده خود نیست. او بخشی از تصویری است که مردم از خویش و دیگران از یک ملت میبینند. تصویری از تلاش، انضباط، شکستپذیری و دوباره برخاستن. پیروزی یک تیم ملی، برای لحظاتی مرزهای سلیقه و اختلاف را عقب میراند و خیابان را به فضایی مشترک بدل میکند. اما غرور ملیِ برآمده از ورزش، اگر قرار است ماندگار باشد، نباید به نتیجه یک مسابقه وابسته بماند. غرور پایدار از این باور میآید که جامعه برای شکوفایی استعدادهایش فرصت برابر فراهم کرده و دسترنج جوانانش را به رسمیت میشناسد. اینجاست که ورزش، ناگزیر، به مسئلهای اجتماعی و سیاسی تبدیل میشود. سیاستگذاری درباره ورزشگاه، مدرسه، بودجه عمومی و دسترسی زنان، کودکان، سالمندان و افراد دارای معلولیت، نشان میدهد که چه کسانی در دایره «ما» جا میگیرند. اگر امکانات ورزشی تنها در چند محله و برای گروهی محدود فراهم باشد، سخن گفتن از نشاط همگانی، بیشتر شبیه آرزوست تا برنامه. عدالت ورزشی، بخشی از عدالت شهری و اجتماعی و ملی است. از زمین بازی محله تا باشگاه حرفهای، باید مسیر ورود برای استعدادهای گوناگون باز باشد. در این میان، دولت و نهادهای عمومی مسئولیتی فراتر از حمایت از قهرمانان دارند. آنان باید فضاهای امن و در دسترس بسازند، ورزش مدارس را جدی بگیرند، از باشگاههای محلی پشتیبانی کنند و شفافیت مالی و مدیریتی را جایگزین تصمیمهای کوتاهمدت سازند. رسانهها نیز میتوانند بهجای دامن زدن به تعصب و تحقیر رقیب، از اخلاق رقابت، کار گروهی و احترام به تفاوتها بگویند. تشویق تیم خودی زمانی ارزش اجتماعی پیدا میکند که با نفرت از دیگری همراه نباشد. ورزش- در جایگاه خود- نوعی درمان همه زخمهای جامعه است و نه ابزاری برای پوشاندن آنها. فقط پیروزی نیست که میسازد و می آموزد، حتی شکست نیز میتواند آموزنده باشد، به شرط آنکه پاسخگویی و نقد منصفانه جای سرزنش و حذف را بگیرد. جامعهای که از شکست نمیترسد و راه اصلاح را میگشاید، در میدانهای دیگر زندگی هم جسورتر و امیدوارتر خواهد بود. احیای غرور ملی نیز صرفاً در برتری میدانی نیست که با تحلیل ظرفیتهای خویش و ساختن امکان رشد برای همه شکل میگیرد. ورزش میتواند این امکان را به زبان روشن بدنها و تلاشها نشان دهد. هرکس سهمی دارد و موفقیت فردی با فرصت جمعی پیوند می خورد. اگر ورزش را از حاشیه برنامههای عمومی به متن زندگی شهروندان بیاوریم، جامعهای پرنشاطتر، منصفانهتر و همدلتر خواهیم داشت که بستر پیروزی خواهد بود. ب / شماره 5918 / یکشنبه26 مهر 1405 / صفحه 4 https://web.bale.ai/chat?uid=4566938119
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم مهر ۱۴۰۵ساعت 11:45  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|