|
به تقویم نگاه میکنم؛ امروز، تابلوئی سیاه و سنگین بر سرِ دست گرفته است: «روز نسلکشیِ کودکان و زنانِ فلسطینی». تقویم را میبندم، چرا که وقتی تاریخ با خونِ بیگناهان نوشته میشود، دیگر نوبت به ورق زدن نیست؛ نوبت به برخاستنِ قلم است. نوبت به آن است که حروف، دیگر تنها صامت نباشند، بلکه فریادِ برخیزند؛ و کلمات، دیگر تنها خط نباشند، بلکه مانند ستونهایِ استواری، عمود نوشته شوند تا شانه بدهند زیر بارِ حقیقت تا زیر آوار های دشمن ساخته، نمیرند. «نسلکشی» از آن کلماتی است که نباید از میانِ دهان و گوشِ تاریخ، به سادگی عبور کند و تمام شود. نباید از خواندنِ مکررِ آن به ملالِ عادی انگاری دچار شد. دلیلِ روشنِ این ضرورت، در ذاتِ خودِ کلمه نهفته است: نسلکشی، به یک فرد، ده فرد یا حتی یک گروه خلاصه نمیشود؛ نسلکشی، «آینده» را میکشد. باید از دو منظر به این فاجعه نگریست: نخست، آینده به مثابه امتدادِ زیستی؛ یعنی آن سلسلهوارِ حیات که از یک فرد به نسلهایِ بعدی میرسد و با قطعِ این زنجیره، جریانِ زمان و زیستِ بشری متوقف میشود. و دوم، آینده به مثابه سرمایه یک ملت؛ چرا که وقتی نسلها هدف قرار میگیرند، در واقع «سرمایه تمدنی» و «پتانسیلِ بقایِ» یک کشور و یک هویت، در حالِ نابودی است. آنان که آدمها را هدف قرار میدهند، در حقیقت، فرداهایِ بلندِ یک ملت، یک هویت و یک مملکت را نشانه میروند. آنها نمیکشند که فقط جمعیت کم شود؛ آنها میکشند تا «فردا» هرگز نیاید. بر ذمه جنایتکاران، تنها خونِ ریخته شده بر زمین را نباید نوشت. در سیاهه سیاهکاریِ این هیولاها، باید ثبت کرد که هزاران جانِ شکوفا نشده، هزاران رؤیایِ نیمهتمام و هزاران آینده نیامده نیز در فهرستِ جنایتهایِ آنها جای دارد. زنان و کودکان، میدانِ جنگ یا ابزارِ نبرد نیستند. آنها «سرمایه زاینده زندگی» و نگهبانانِ تداومِ بشریتاند. از همین روست که در ترازنامه حقوقیِ جهان، حتی در میانه هیاهویِ گلوله، قوانینِ سختگیرانهای برای حفاظت از آنان نوشته شده است. قوانینی که گاه از یک دفترِ خشک، به «پنجه قانون» تبدیل میشوند تا یقه صاحبانِ تفنگ را بگیرند و آنها را به دیوارِ عدالت بکوبند. باید دانست که هر جنگی، آداب و مرزهایی دارد. «جنگ» با تمامیِ ویرانگریهایش، از «جنایتِ جنگی» جداست. آنچه جنگ را از جنایت متمایز میکند، همین التزام به قواعد و احترام به آنچه «مقدس و غیرنظامی» است، میباشد. اما وقتی کودکان و زنان، هدفِ مستقیمِ آتشِ دشمن قرار میگیرند، دیگر از جنگ سخن نیست؛ از «نابودسازیِ تمدنی» باید گفت. امروز، وقتی جهان بر این جنایت چشمپوشی میکند، در واقع در حالِ مشارکت در قتلِ آینده است. ما باید با قلم، همانگونه که تقویمِ بیرحم، روز را ثبت کرده است، این حقیقت را ثبت کنیم: نسلکشی، تنها کشتنِ انسانها نیست؛ نسلکشی، یعنی «بیآینده کردنِ جهان». مرگ باد آنان را که جهان را بی آینده می خواهند. مرگ باد دشمنان زندگی را. ب / شماره 5917 / شنبه25 مهر 1405 / صفحه 2
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم مهر ۱۴۰۵ساعت 12:0  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|