|
در خانههای ایرانی، کمتر کتابی را میتوان یافت که چون دیوان حافظ، همزمان کتابی برای خواندن، آینهای برای اندیشیدن و پناهی برای دل باشد. حافظ تنها شاعری بزرگ در تاریخ ادبیات نیست، صدایی است که قرنهاست در لحظههای شادی و اندوه، در خلوت فردی و در جمع خانوادگی با ایرانیان سخن میگوید. حضور او در زندگی ما از کتابخانه فراتر رفته و به بخشی از حافظه و عادت فرهنگیمان بدل شده است. ایرانیان با حافظ نه فقط شعر میخوانند، بلکه جهان را از دریچهای چندلایه میبینند. در غزل او، عشق در برابر حسابگری میایستد، ریا به پرسش گرفته میشود و حقیقت، حتی اگر تلخ باشد، بر ظاهر آراسته ترجیح مییابد. حافظ از زاهدی که به نام پرهیزکاری بر دیگران حکم میراند، انتقاد میکند و در برابرش از رندی، آزادگی و صداقت درونی سخن میگوید. این نگاه، نوعی حساسیت اخلاقی در فرهنگ ایرانی ساخته است: بدگمانی به تظاهر و احترام به تجربهای که از دل و خرد میگذرد. راز ماندگاری حافظ در آن است که شعرش پاسخهای ساده و قطعی به دست نمیدهد. واژههای او ظرفیت معناهای گوناگون دارند؛ عشق میتواند انسانی و زمینی باشد یا راهی برای جستوجوی حقیقت و رهایی. همین ابهامِ زنده، خواننده را شریک آفرینش معنا میکند. هر نسل و هر فرد، در بیتهای حافظ پرسشی از روزگار خود میجوید و گاه تسلایی برای زخمی شخصی مییابد. از این رو دیوان او کتابی بسته در گذشته نیست، گفتوگویی باز میان شعر و زندگی امروز است. فال حافظ نیز نشانهای روشن از این پیوند است. در شب یلدا یا هنگام تصمیمی دشوار، خانوادهها دیوان را میگشایند و از شعر، راهنمایی میطلبند. ارزش این رسم را نباید فقط در پیشگویی جستوجو کرد. فال، فرصتی برای مکث، شنیدن شعر و بازاندیشی در نیتهاست. شاید پاسخ حافظ همان چیزی باشد که خواننده نیاز دارد با خود صادقانهتر ببیند. شعر، در این آیین، زبان گفتوگوی جمعی و تسکین فردی میشود. با این همه، بزرگداشت حافظ نباید به تکرار نام و فال گرفتن محدود بماند. اگر از اعتراض او به ریا میگوییم، باید در زندگی روزمره نیز با دورویی و داوری شتابزده فاصله بگیریم. اگر از عشق و آزادی در شعرش میخوانیم، باید برای کرامت و حق انتخاب دیگران ارزش قائل شویم. پیوند واقعی با حافظ، حفظ کردن چند بیت نیست، بلکه تمرین نگاهی است که زیبایی را میبیند، قدرت را نقد میکند و در برابر پیچیدگی انسان شکیبا میماند. حافظ در زندگی ایرانی حضوری زنده دارد، چون هم ریشه در سنت دارد و هم پرسشهای امروز را تاب میآورد. او به ما یادآوری میکند که میتوان در دل دشواری، زبان امید را از دست نداد. میتوان به ظاهرها شک کرد و همچنان شیفته زیبایی ماند. تا وقتی ایرانیان در شعر او صدای خود و پرسشهای زمانهشان را بازمییابند، حافظ نه یادگاری دور، بلکه همصحبتی نزدیک در زندگی آنان خواهد بود. ب / شماره 5914 / دوشنبه 20 مهر 1405 / صفحه 4 http://archive.birjandemrooz.com/cgi-sys/suspendedpage.cgi blob:https://web.bale.ai/e76903e1-a37a-4754-96b6-46c8cc38305f
+ نوشته شده در دوشنبه بیستم مهر ۱۴۰۵ساعت 12:41  توسط غلامرضا بنی اسدی
|
|